ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

194

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

اگر با چشم بصيرت خود ، حقّ را بنگرد و به باطن خالص خويش توجّه كند و با خود منصفانه رفتار كند خواهد دانست كه همهء آنچه در جهان طبيعت است بى ثبات و بى دوام است و آنچه با دوام است همان است كه در عالم بالا مىباشد پس در امر محال طمع نمىكرد و آن را نمىطلبيد و هر كه طمعش را از چيزى قطع كند و از نبودن آن غمگين نشود بلكه در خواسته هاى بى عيب بكوشد و همّتش را منحصر به كسب دوست داشتنيهاى ماندنى كند و از آنچه طبعا پايدار و ماندنى نيست روى بگرداند و هر گاه چيزى از آنها به تبع برايش حاصل شود در جاى خودش بنهد و از آن به اندازه اى كه ناگزير است در دفع كردن دردهاى معيّن و مشخّص ( آمار شده ) يعنى گرسنگى و برهنگى و ترك فزون خواهى و مباهات كردن به آن اكتفا كند ، و با خود از زياده جويى آن سخن نگويد و مانند آنها را آرزو نكند تا هر گاه از آن جدا شود بر آن افسوس نخورد چون هر گاه آن كار را بكند ايمن مىشود و بيتابى نمىنمايد و به سعادت اخروى و درجات و الا مىرسد ، و هر كه در آن سفارش نيانديشد خويش را به آنچه ياد كرديم درمان نكند همواره در بى تابى است ، چون در هر زمانى خواسته اى از او فوت مىشود و محبوبى را از دست مىدهد زيرا اين حالت از لوازم جهان طبيعت مىباشد . و هر كه طمع داشته باشد كه آنچه تباه شدنى است تباه و فاسد نشود . طمع در امر محال كرده و پيوسته در نا اميدى است ، و شخص نوميد همواره غمگين و غمگين در بدبختى دائمى به سر مىبرد و هر كه جامهء خشنودى كه عادت خوبى است برتن كند و راضى باشد به آنچه مىيابد و بر چيزى كه از دست مىدهد اندوهگين نشود همواره خوشبخت و شادمان است و خشنودى خدا بزرگترين نعمتهاست ، و رستگارى بزرگى مىباشد . بايد بدانى كه بى تابى امر طبيعى و ضرورى نيست بلكه چيزى است كه انسان خيال مىكند و خود آن را ايجاد مىكند چون اگر طبيعى و ذاتى باشد از او جدا نمىشود در صورتى كه گاهى از او جدا مىشود و به حالت رشك و شادمانى بر مىگردد و آن امرى مشهود است چنان كه بسيارى از افراد را مىبينيم كه فرزندان و عزيزان و دوستان و ياران را از دست مىدهند و سخت بر آنها بى تابى مىكنند سپس در آن حالت باقى نمىمانند و به حالت شادمانى و رشك و شكفتنى و خنده باز مىگردند . و همچنين كسانى را كه مال و ساخته شده ها و به دست آورده هاى خوب را از دست داده‌اند مىبينيم كه پس از بى تابى زياد بر فقدان آنها همه را فراموش مىكنند و به حالت