ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

195

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

شادمانى بر مىگردند در اين صورت بى تابى از عوارض بر طرف شدنى است كه به شخص خاصّى اختصاص ندارد پس بعد از آن كه شخص خردمند بر حقيقت بى تابى و عوامل آن و اين كه بنا بر آنچه ياد كرديم جزع به شادمانى بر مىگردد آگاه شد عذرى برايش وجود ندارد . بار خدايا سلامت ماندن از كيفرت را به ما عطا كن و اگر بلايى بر ما مقدّر فرمودى به ما شكيبايى الهام فرما ، و پرده اى كه بر عيبهاى ما افكنده اى بر ندار و خشنوديت را بر ما افاضه فرما ، و براى ما رهبرى و هدايت يافتن در كارمان را آماده گردان ( 1 ) . كلمهء چهارم گفتار آن حضرت ( ع ) : رحم اللَّه امرء قال خيرا فغنم او سكت فسلم . خداى بيامرزد مردى را كه سخن خيرى بگويد و بهره ببرد يا سكوت كند و سالم بماند . شارح گويد : غنيمت همان فئ است « غنيمتى كه در جنگ گرفته مىشود » ، و امام ( ع ) در اين جا آن را در به دست آوردن ستايش و پاداش و غير آن از خوبيها به كار برده است ، دليل اين كه گفتار ، خير ناميده شده اين است كه هر چه وسيله اى براى كار خير باشد خير است ، اگر چه نسبت به آنچه وسيلهء خير است امر عرضى باشد ، مقصود امام ( ع ) از اين كلمه اين است كه با دعاى مورد اطمينانش خواستار نزول رحمت الهى مىشود و آن دعا در مورد بنده اى كه زبانش را نگاه دارد و اختيار آن را به عقل دهد كه جز به خير سخن نگويد ، ردّ نمىشود و روشن شود كه بهترين سخن آن است كه مربوط به اصلاح كردن امر معاد ( 2 ) يا چاره انديشى زندگى باشد به گونه اى شايسته كه قانون عدالت در آن رعايت شود و اين فضيلت عدالت كه پيش از اين بيان شد خواسته شد چون هر گاه چنان كند سخن گفتن از ساكت ماندن برايش بهتر است زيرا با آن كار بهرهء دنيا و آخرت برايش حاصل مىشود و خوشبختى دو جهان را به دست مىآورد سپس امام ( ع ) در آن مطلبى گنجانده است كه هر كس نمىتواند قصد سخن خير كند بلكه در سخنش هنگام تكلم به جايى مىرسد كه به گفتار دروغ و نادرست و بيهوده و آزار دهنده و غير آن كه رذيلت است مىرسد ، سخنانى كه

--> ( 1 ) كهف ( 18 ) آيهء 8 . ( 2 ) چنين به نظر مىرسد كه اين مطلب از گفتار امير مؤمنان عليه السلام گرفته شده است : « بر خردمند روانيست كه جز در مورد سه چيز شاخص باشد ، تأمين زندگى ، يا گام برداشتن براى رستاخيز ، يا لذّتى كه حرام نباشد » .