ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
180
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
كلمهء بيست و هفتم گفتار آن حضرت ( ع ) : البغي سائق الى الحين . تجاوز آدمى را به هلاكت سوق مىدهد . شارح گويد : بغى به معناى ستم است ، و حين در اين جا به فتح ( ح ) نابودى است ، و مقصود اين است كه ستم از عواملى است كه نابودى زندگى ستمگر را فراهم مىكند و هلاكتش را نزديك مىنمايد ، امام ( ع ) لفظ سائق را مجازا و از باب استعاره بر ظلم اطلاق فرموده است ، و مناسبت تشبيه اين است ، همانطور كه سايق ( 1 ) به سرعت با راه رفتنش به محلّ مقصود خود مىرسد ستم ستمگر نيز موجب زود رسيدن او به اجل و مرگش مىباشد ، امّا دليل اين حكم اين است كه ستمگر با ستم خويش از مردم چيزى را به زور مىگيرد كه كوششان تعلَّق به نگهدارى و كسب آن گرفته و نفوسشان حريص است بر اين كه آنها در اختيارشان باقى بماند و آن موجب لذّت و بهره وريشان مىشود و خيال مىكنند كه ملك آنهاست و بدان سبب براى تعرّض به او همتّهايشان را در آزاد كردن او و كوششان را در دفع و نابود كردن او از دو راه گرد مىآورند 1 - مهيّا ساختن ستمگر ديگرى يا شخص عادلى را بر عليه او 2 - با دستهاى خودشان و يا با زارى كردنشان به درگاه خدا و خالى كردن دلهايشان و آماده كردن آن به وسيله دعاها و تضرع و زارى تا با نازل شدن كيفر سريع بر او دعاها مستجاب شود چنان كه چگونگى آن طلب نزول عذاب و امكانش را دانستى ، بنا بر اين حركت ستمگر در ستمش موجب مىشود تا حركت مظلوم را در كمك خواهى و خونخواهى به يكى از راههاى ياد شده بر انگيزاند پس ستم ستمگر موجبى است كه او را به مرگ خود مىكشاند . و چون نزديكى به هلاكت براى مردم طبيعة مورد نفرت است و ستم سببى است كه به هلاكت مىكشاند بر تو اى برادر واجب است كه آنچه لازمهء اين لفظ مىباشد كه همان هشدار بر وجوب ترك ستم است با چشم بصيرت بنگرى ، و خصوصا پيش از اين دانستى كه ستم از بزرگترين و زشتترين صفات پست مىباشد ، و خدا گامهاى ما را در لغزشگاه گامها ثابت نگه دارد ، و جانهاى ما را از پليدى گناهان پاك كند ، او سرپرست بخشش و صاحب
--> ( 1 ) گويا شارح ( ره ) اين كلمه را از مادّه ( سبق ) گرفته است با اين كه معثل العين است و از ريشهء ( س - و - ق ) مىباشد چنان كه بر حسب ظاهر بايد چنين باشد .