ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

178

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

و شقاق ، جدايى است و از شكافتن چوب است ، وقتى آن را به دو نيم سازند ، و در اين جا دو حكم است 1 - حكم به اين كه همراهى زياد دورويى است و مقصود اين نيست كه همراهى زياد عين نفاق است بلكه مقصود اين است كه نفاق لازمهء موافقت مىباشد پس نام ملزوم را بطور مجاز بر لازم آن ( يعنى لازم بودن موافقت بسيار بانفاق ) اطلاق كرده است چون تقدير اين است كه : همراهى زياد لازمى از لوازم دو رويى است ، و آشكارتر از اين آن است كه بگوييم مضاف به خاطر معلوم بودنش حذف شده و مضاف اليه به جاى آن نشسته است يعنى اصل آن [ لوازم النفاق بوده و لوازم كه مضاف بوده حذف شده است ] امّا علَّت اين حكم اين است كه رأيها سخت با هم مختلف مىباشند كه بر حسب گوناگون بودن تصوّرات و نيكويى حدس و ضعيف بودن و راست و كج بودن خيال كه از متفاوت بودن مزاجها نشأت مىگيرد تمام شدنى نيست تا آن جا كه براى بيشتر مردم رايهايى مىيابى كه در آن مستبدّ مىباشند و همراهى هيچ كس با آنان در آن رايها تصوّر نمىشود و اگر موردى هم موافقت صحيح با راى آنها الزامى باشد فقط در مورد احكام بديهى يا برهانى است با اين وصف اين موارد نسبت به احكامى كه سببش مخفى است كمتر مىباشد ، پس از مختلف بودن رأيها در آن سالم مىماند ، يا انكارى در آن يا تصوّرى به صورت ديگر روى نمىدهد . چون مطالب ياد شده را شناختى بايد بدانى محقّقا كسى كه همراهى و موافقتش در هر چه گفته مىآيد يا در آن مورد مشورت قرار مىگيرد محال يا بسيار دور است كه گفته شود : اين موافقتهايش مطابق اعتقاد اوست و از نگرش او در نشانه هاى راست و مخالف بودن كارهاست و اين مطلبى است كه كوشش او بدان منتهى گشته است بلكه آنچه سزاوار است اعتقاد كنيم اين است كه موافقتهاى او تنها نفاق و دورويى است چون به وسيلهء نفاق از طريق راستگويى بيرون شده و برونش با درونش مطابقت ندارد و دانستى كه نفاق ، خوارى و جذب شدن نفس و پاسخگويى آن و متأثر شدنش در برابر طرف مشورت و گوينده مىباشد بويژه اگر در قدرت يا در علمش بزرگ باشد يا حالتى داشته باشد كه سبب بزرگى او شود و لازمهء اين حكم هشدار بر واجب بودن پرهيز از موافقت زياد مىباشد چون از آثار صفت پست خوارى و ستم پذيرى است كه طرف تفريط شجاعت مىباشد زيرا از اين بحث بر تو آشكار شد كه چگونه بر اين مطلب دليل و برهان ترتيب دهى اينك ترتيب برهان چنين است . « موافقت بسيار نفاق است ، و نفاق ، خوارى است » نتيجه مىگيرى كه موافقت