ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

169

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

آن گريزان است و در نپذيرفتن فرمان مولا پافشارى مىكند . و چون مطالب ياد شده را دانستى بر تو روشن مىشود كه خوارى بندهء شهوت چند برابر بيشتر از بندهء زر خريد است و هر كه آن دو را يكسان بداند انصاف را از دست داده و با عقلش به ستيز برخاسته است ، مقصود ارزنده و راز گفتار مختصر و پر محتواى امام ( ع ) ، همان است كه گفته شد ، و در اين سخن امام ( ع ) هشدارى است بر اين كه چون شهوت آدمى را به پيروى و اطاعت شيطان و منحرف شدن از فرمانبردارى خداى رحمان فرا بخواند ، لازم است آن را مغلوب و مقهور ساخت . و فراوانند كسانى كه ادّعاى كمال و بزرگى دارند و عقل خود را كامل مىپندارند و اگر صفت پستى يا نقصى به دو نسبت دهى خشمگين مىشود و بدش مىآيد و از اين كه كمال و فضيلتى را از او نفى نمايى امتناع مىكند ، چه رسد كه گفته شود : او بندهء مولايى است اسير شيطان و فرمانبردار اوست و در اطاعت شيطان خود را به هلاكت افكنده است با آن كه از ترقّى خود غافل است به پذيرش دستورات شهوت خويش اعتراف دارد و بدان سر گرم مىباشد و نسبت به آنچه از او خواسته شده نادان است ، مگر با اين اشارهء لطيف آگاه شود كه هر گاه چنين است كه اگر گفته شود : وى بنده فلان شخص صالح است بدش آيد و طبعش از آن متنفّر شود چون در بندگى خاكسارى و خوارى و كاستى وجود دارد پس چرا از شهوتش فرمان مىبرد كه كمال خوارى و نهايت نقصان را برايش فراهم مىآورد كه اين نقصان و خوارى بيشتر از آن خوارى و نقصانى است ( كه از بندگى و بردگى انسانى متوجّه او مىشود ) بلكه به خاطر منحرف شدنش از راه راست او را براى كيفرى دردآور مهيّا مىسازد و آيا اين كار جز از نادانيش به فرجام كار و كمى عقلش سر مىزند و علاوه بر اين مصيبتهايى را به همراه دارد پس سزاوار است براى خردمند چنان كه بدش مىآيد كه گفته شود : فلانى بندهء مولايى است از اين كه گفته شود : فلانى بندهء هواى نفس است بايد به طريق اولى بدش بيايد در نتيجه از پيروى شيطان به عقب بر گردد ، تا از اسارت او آزاد ، و مطيع دستورات خداوند شود و از كارش شرمنده گردد ، و هر كه به عوض خدا شيطان را سر پرست خود بگيرد محقّقا دچار زيانى آشكار شده است ( 1 ) .

--> ( 1 ) نسا ( 4 ) آيه 119 .