ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

170

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كلمهء بيست و يكم گفتار آن حضرت ( ع ) : الحاسد مغتاظ على من لا ذنب له . شخص حسود بر آن كه او را هيچ گناهى نباشد خشمگين مىباشد . شارح گويد : قبلا حسد را توضيح داديم ، و غيظ هم روشن است و در اين جا مقصود آن است كه براى شخص حسود در حال حسد ورزيش بر كسى كه نسبت به او خطايى نكرده است غيظ را ثابت كند و توضيح آن اين است كه چون ماهيّت حسد را ياد كرديم در آن جنبش نيروى شهوانى و بر انگيختن آن را لحاظ كرديم سپس گفتيم كه آن حركت ، حركت نيروى خشم را به همراه دارد و دوام و ثبات خشم كه كينه نام دارد به دوام امرى است كه مورد حسد مىباشد . چون آزارى را تصور مىكند كه از جنبش نيروى شهوانى در به دست آوردن چيزى كه تحصيلش ممكن نيست و شخص مورد حسد آن را دارد حاصل مىشود بنا بر اين مقصود از اين قضيّه برايت آشكار مىشود و آن مقصود ثابت كردن غيظى است كه همان خشم حسد ورزنده در باره شخص مورد حسد مىباشد امّا اين كه خشم حسد ورزنده ثابت مىشود در بارهء كسى كه گناهى ندارد ظاهر و آشكار است . چون گاهى اين امر اتّفاق مىافتد بدين گونه كه حسد ورزنده يك بار شخص مورد حسد را در حال معيّنى مشاهده مىكند ، و گاهى حسد بر اساس شنيدن روى مىدهد در اين صورت گناهى وجود ندارد مگر نسبت به نعمت و حالتى كه مورد حسد واقع مىشود مانند گفتهء شاعر : گناهان مرا در نزد جمعى بسيار شمرده است - و جز بلندى مقام و دانش بسيار مرا گناهى نيست ( 1 ) و مانند گفتار امير علىّ بن مقرّب در شكايت از قومش : مرا جز خرد و برترى در علم گناهى نيست و گناهى جز بزرگى و خانه بلندى كه در قبيلهء ربيعه دارم نمىباشد ( 2 )

--> ( 1 ) اين شعر ، شعر پنجم از قصيدهء ابو العلاى معرّى است كه چهل و يك بيت است به سقط الزند ، جزء اوّل ، صفحه 110 ، چاپ 1286 ، رجوع كنيد . ( 2 ) اين شعر از قصيده اى است كه شامل هفتاد و دو بيت است و اين بيت بيستمين شعر از آن قصيده مىباشد . ( به صفحه 372 ) ديوان امير جمال الدين علىّ بن مقرب العيونى شاعر بزرگ مشهور بنگريد و همين ديوانش در سال 1383 در مصر با تحقيق و شرح عبد الفتّاح محمد الحلو ، چاپ شده است ) بايد بدانى كه اين ديوان پيش از اين يك بار ديگر در شهر بمبئى سال 1310 چاپ شده است جز اين كه كمبودهاى فراوانى در آن وجود دارد اگر اين شعر را از اين چاپ خواستى به صفحهء 381 بنگر و شرح آن بيت در آن شرح چنين است « حجى به معناى خرد است ، و برع الرجل به ضم و فتح ( را ) وقتى است كه مرد بر ياران خود در دانش و غير آن برترى يابد » و آنچه گفته ما را در اين مورد كه چاپ اول كتاب ناقص است . ثابت مىكند اين است كه قصيده اى كه بدان اشاره رفت كه در چاپ دوّم هفتاد و دو بيت است در چاپ اوّلش جز 57 بيت چاپ نشده است بى آن كه اشاره اى كند بر اين كه قصيده شامل شعر بيشترى است و شرح آن به ديدن هر دو چاپ و خواندن مقدّمه چاپ دوم موكول مىشود .