ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

165

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

يقين و آنها در گمانند ، او دوست خدا و آنها دشمنان خدايند ، آگاه باش محقّقا بر دوستان خدا بيم و اندوهى نمىباشد ( 1 ) . و اكنون كه هدف شخص بى تاب و شكيبا روشن شد تو را در درست دانستن اين قضيّه و صدق آن در شك و ترديد نمىدانم ، و خدا سر پرست كمك است . كلمهء هجدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الذّل مع الطمع . خوارى با طمع است . شارح گويد : پيش از اين معلوم شد كه خوارى همان پستى است كه عبارت از مقهور شدن نفس و متأثّر شدن آن از امورى است كه بر آن وارد مىشود ، امّا طمع نيروى اشتياق شهوت است به خواستن چيزى با اين تصوّر كه براى طلب كننده امكان دست يافتن به آن وجود دارد ، بايد بدانى كه طمع گاهى ستوده و گاهى نكوهيده است ، طمع ستوده آن است كه براى به دست آوردن كارى ماندنى باشد از كارهايى كه براى نفس كمال يا وسيله رسيدن به مال باشد ، و گفتار خداوند عزّ و جل به عنوان حكايت از ابراهيم خليل ( ع ) بر اين حمل مىشود : و خدايى كه من طمع دارم كه روز جزا گناهم را بيامرزد ( 2 ) و مانند آن ، و طمع نكوهيده آن است كه براى به دست آوردن چيزى كه سزاوار نيست به كار رود و آن افزون طلبى در مال فانى دنياست و آنچه نفعش به آخرت بر نمىگردد ، و مقصود در اين جا طمع به معناى دوّم است ، و هر گاه چنان باشد ناگزير بايستى خوارى ملازم با طمع باشد و لازم ، در وجود با ملزوم خود مىباشد دليل لزوم آن است كه دو نيروى خشم و شهوت بر يكديگر غلبه مىجويند و هر كدام چيره شود نفس ناگزير پيرو آن مىشود در اين هنگام آن نيرو را به دنبال خود مىكشاند ، و چون فرض كنيم كه نيروى شهوانى بر خداوند شهوت غالب گردد و در طلب قوى شود به اندازه اى كه شايسته نمىباشد ناگزير است كه عقل در دست آن اسير باشد ، و بقيه نيروها از آن پيروى كند آن گاه به وسيله آن نيروى خشم مغلوب مىشود و از حركت براى چيزى كه لازم است حركت كند مىايستد ، بنا بر اين خوارى كه لازمه اش از بين رفتن مروّت و مردانگى است محقق مىشود . در اين كلمه هشدارى است بر اين كه لازم است با پيروى نكردن از نيروى شهوانى و

--> ( 1 ) يونس ( 10 ) آيه 62 . ( 2 ) شعرا ( 26 ) آيه 82 .