ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

150

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

نيست و شخص متكبّر گر چه خردمندان را كوچك مىشمارد و از روى تكبّر به آنان نمىنگرد پس متكبّر در چشم آنان كوچكتر و از طبيعتشان دور تر مىباشد ، و با اين وصف چگونه قابل تصوّر است كه خردمندان شخص متكبّر را ستايش و مدح كنند ، امّا بقيّه مردم عوام و ديگران كه از متكبّر تنفّر دارند به اين دليل است كه طبيعت آنان تمايل دارد به كسى كه نسبت به آنان تواضع مىكند و با سخن نرم و احترام و مهربانى و سود رساندن با مال و مقام و غير آن ، آنها را به خود نزديك مىكند ، بويژه كه بيشتر آنان به خاطر ناتوانى از آگاه شدن به عيب متكبّر عقيده دارند كه ذاتا كامل است و قبول ندارند كه كسى بر او برترى داشته باشد ، و روشن است كسى كه نسبت به ايشان تكبّر كند و مقامشان را حقير و خودشان را كوچك شمارد . احتراماتى را كه ياد كرديم نسبت به آنان روا نمىدارد ، و هر گاه چنان باشد آنان به دو مايل نمىشوند و چون دليلى براى ستايش ندارند آنان را نمىستايند و مدحى از آنها سر نمىزند چون علَّتى براى مدح وجود ندارد پس امام ( ع ) در بيان اين سلب كلَّى راست فرموده است و خدا سرپرست توفيق است . كلمهء هشتم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا برّ مع شحّ . نيكى با بخل وجود ندارد . شارح گويد : برّ در اينجا نيكى كردن است اگر چه گاهى بر حسب اشتراك لفظى صدق نيز از آن اراده مىشود و شحّ . بخل توأم با آزمندى بسيار است . تعريف بخل : جلوگيرى از بخشش آنچه سزاوار است كه به شخص مستحق بخشيده شود با آن كه همه خواستار آنند ، و هر گاه چنان باشد بايد بدانى كه مقصود از « لابّر » اين است كه نيكى با بخل جمع نمىشود ، توضيح آن اين است كه نيكى بخشيدن بعضى از چيزهايى است كه بخشيدنش لازم نيست ، و بخشيدن بعضى از چيزهايى كه لازم نيست با نبخشيدن آنچه بخشيدنش واجب است ، محال است كه در شخص عاقل جمع شود ، زيرا كسى كه بخشش آنچه را واجب است از مستحق آن منع كند چگونه از او انتظار مىرود كه چيزى را كه لازم نيست ببخشد . پس ثابت شد كه اين سالبهء كلَّى درست مىباشد . و در اين كلمه امام ( ع ) هشدار مىدهد بر اين كه ترك بخل واجب است با توجّه به اين كه جز با ترك بخل ممكن نيست كه انسان نيكى كردن لازم را انجام دهد ، و آنچه واجب جز با آن انجام نمىشود ( مقدمهء واجب ) واجب مىباشد .