ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
151
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
اگر كسى اشكال كند كه : گاهى بخل ملكه اى طبيعى است و در سرشت انسان قرار دارد ، بنا بر اين بر طرف شدنش ممكن نيست پس از قدرت انسان بيرون است ، در نتيجه ترك كردن آن هم تكليف و وظيفهء انسان نمىباشد . در پاسخ مىگويم : تجربه گواه است كه بر طرف شدن بخل ممكن است ، لكن نه يكباره بلكه بطور تدريجى و عادت كردن و گفتار خداوند در قرآن اين مطلب را تاييد مىكند : و آن كه از بخل خويش نگه داشته شود پس آنان رستگارند ( 1 ) . و آنان كه بخل مىورزند و مردم را به بخل كردن فرمان مىدهند ( 2 ) ، خداوند آنان را به حسد و بخل توأم با حرص و فرمان دادن به آن نكوهش كرده است ، و اگر بر طرف شدن بخل ممكن نبود هرگز نكوهش و كيفر بدان تعلَّق نمىگرفت ، و خدا سرپرست توفيق است . كلمهء نهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا اجتناب محرم مع حرص . دور شدن از حرام با آزمندى ممكن نيست . شارح گويد : حرص كوشش زياد در به دست آوردن امورى است كه تحصيل آن ممكن مىباشد حرص امرى نسبى است كه بر اساس گوناگون بودن امر مورد طلب در شرافت و پستى شايستگى ستايش و نكوهش در مورد آن نيز گوناگون مىشود . پس اگر آنچه مورد خواست آدمى است چيزى شريف مانند به دست آوردن كارهاى ماندنى و كمالات سعادت بخش باشد . حرص ورزيدن نسبت به آن كارى ستوده است ، و اگر چيزى پست مانند به دست آوردن چيزهاى فناپذير و لذّتهاى خيالى داراى منقصت ( 3 ) ( كاستى زا ) باشد حرصى نكوهيده است .
--> ( 1 ) حشر ( 59 ) آخر آيه 9 و تغابن ( 46 ) آيه 16 . ( 2 ) نسا ( 4 ) اوّل آيه 37 و حديد ( 57 ) آيه 24 . ( 3 ) در نسخهء ( 1 ) به جاى منقصه ، نقيصه آمده است . لكن قيومى در كتاب مصباح المنير گفته است : نقص نقصا از باب قتل يقتل است يعنى پس از آن كه كامل بود ، چيزى از آن رفت و ناقص شد ، ( نقصته ) به صورت متعدّى به كار رفته است و در قرآن به صورت متعدّى آمده است آن جا كه مىفرمايد : * ( أَ وَلَمْ ) * ، يعنى زمين را از هر طرفش كاهش مىدهيم . اين لغت با واسطه متعدّى نمىشود ولى در لغتى ضعيف با همزه باب افعال و تضعيف ( تشديد ) باب تفعيل متعدّى شده است ولى در كلام فصيح عرب نيامده است .