ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

149

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

رستگارى خواهد بود براى كسى كه راستگوترين گويندگان از آنچه ديدار مىكند خبر داده كه همان نداشتن دوست و صديق است يا اين كه صاحب روز جزا او را به كيفرى دردناك كه برايش آماده كرده است مىترساند و همهء پيامبران در سخنشان او را زيانكار معرّفى كرده‌اند و زبان نفرين كنندگان به نفرين و سرزنش او گشوده شده است از كارهاى زشت و بدى لغزشها به خدا پناه مىبريم و از او كمك مىخواهيم پس دانستى كه متجاوز پيروز ناميده نمىشود اگر چه به ظاهر پيروز بنمايد ، و ستمگر رستگار ناميده نمىشود اگر چه بدان ناميده شود ، بدان سبب امام ( ع ) فرموده است : كسى كه گناه بر او چيره شده است پيروز نيست ، و كسى كه با شرارت پيروز مىشود شكست خورده است ، و آن است راز گفتار امام ( ع ) كه فرمود : پيروزى با ستم ميسّر نمىشود . كلمهء هفتم گفتار آن حضرت ( ع ) : لاثناء مع كبر . ستايش با كبر و خود بزرگ بينى وجود ندارد . مىگويم : ثناء سخن نيكوست ، و امّا كبر بزرگى و رفعت جويى بر مردم و كوچك شمردن آنان است تكبّر لازمهء گمان دروغ داشتن به نفس است بر اين كه شايستهء درجه اى است كه نفس شايسته آن درجه نيست و آن درجه براى غير اوست بى آن كه نفس امّاره اش را در آن گمان تكذيب كند چون نيروى عملى ، مغلوب نفس امّاره شده است و منظور در اينجا اين است كه سخن نيكو در بارهء متكبران واقع نمىشود و روشن شد كه ستايش با تكبر جمع نمىشود و صدق اين قضيّه پس از مقدّم داشتن مطالب قبل روشن است . توضيح بيشترى مىدهيم و مىگوييم : محقّقا ميان ستايش نيكو و تكبر مخالفتى نزديك به مخالفت دو ضدّ وجود دارد ، دليل آن اين است كه لازمهء تكبّر كوچك شمردن مردم است و علَّت آن اين است كه شخص متكبّر بر اين باور است كه خود شخصا درجه اى را حائز است كه در ديگرى يافت نمىشود و نتيجهء آن كوچك شمردن آن است كه طبيعت مردم از كسى كه ديگران را تحقير مىكند متنفّر و گريزان مىباشد ، امّا علَّت تنفّر خردمندان از متكبر آن است كه آنان شخص متكبر را كوچك مىشمارند و نزد آنان اهميت و ارزشى براى آنچه بدان تكبّر مىكنند وجود ندارد چون او را بد اخلاق و از نظر ادب پست و بهره اش از خوشبختى دائمى اندك است و دانشمندان مىدانند كه شخص متكبّر بر عيب خويش آگاه