ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
122
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
تباين دارند و چند بار به اين مطلب اشاره كردهايم . و چون مطلب را دانستى مىگوييم : گاهى كم عقلى بر كاستيى كه در تمام آن درجات حاصل مىشود اطلاق مىگردد لكن مقصود ظاهرى و كاستى كه در عرف نكوهيده است همان كاستى در عقل بالملكه است يعنى كاهش در استعدادى كه براى درك امور عقلانى است و در عقل عملى كه استعداد تشخيص ميان امور زشت و زيباست اگر چه گاهى كاستى در اين جا تابع كاستى در عقل بالملكه است . ويژگى كاستى به دو عقل مذكور از مفهوم اين كلمه استفاده مىشد . و گر نه گاهى كم خردى بر كسى كه غريزه و عقل هيولانى را از دست داده است اطلاق مىشود و علَّتش آن است كه كار نيروهاى نفسانى دچار اختلال شده است . اين اختلال يا ناتوان شدن و كمى روحهايى است كه حامل عقل مىباشد يا براى اين است كه ارواح ، تركيب و امتزاج بدى يافتهاند و از اعتدالى كه نفس را قادر مىسازد كه با آن ، نيروها را تغيير دهد خارج شده است . و سبب مىشود كه نفس نتواند آن نيروها را در آنچه به صلاح خويش است تغيير دهد . بدين سبب ، درماندگى و ناتوانى نفس از ناتوانى ابزار آن مىباشد . و گاهى علَّت بى توجّهى به ادارهء كار زندگى و امور دنيا و كم شدن آمادگى بر آن به اين سبب است كه نفس بيشتر به جانب ذات حق و فراهم آوردن كار آخرت و بريدن دلبستگيهاى مادّى توجّه دارد . دارندهء اين حالت در ميان مردم نادان و كند ذهن ناميده مىشود يعنى سينه اش سالم و كوشش او به كار دنيا اندك و از دنبال كردن آن بى خبر و در چگونگى به دست آوردن دنيا كم عقل است . آنان كسانيند كه پيامبر ( ص ) در بارهء آنها فرموده است : بيشتر اهل بهشت كم خردان هستند . لكن اين مطلب در اين جا منظور نيست . چون بيمارى نزار كننده نيست چه رسد به آن كه نزار كننده تر از غير آن باشد . چون مطالب ياد شده را شناختى مىگوييم : اين كه امام ( ع ) بيمارى را بر كاهش استعداد نفس اطلاق فرموده است اطلاق مجازى است . چون بيمارى از حالاتى است كه ويژهء بدن حيوانات مىباشد . مناسبت مجاز اين است كه چون حالتى كه بيمارى ناميده مىشود مانع از كوشيدن براى مصالح تن و وابسته هاى آن مىباشد و كم شدن استعداد نفس در درجات ياد شده مانع از آن است كه همهء فيض الهى را كه شرطش كامل بودن استعدادهاست ، بپذيرد ناگزير امام ( ع ) لفظ بيمارى را بر آن اطلاق كرده است و اين استعاره اى پسنديده و نيكو و انتقالى ظريف است كه نظير آن جز از ذهن روشن و نورانى آن