ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

121

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

بيمارى جسمانى ، نفس از برخوردارى مختصر كمالى و رسيدن به سعادتى كه لايق نفس است خالى نمىباشد . اگر چه به سبب آن بيمارى ، علمى و كمالى را از دست بدهد . بنا بر اين ثابت شد كه بيمارى نادانى از هر دردى بى درمانتر است . و چون درد ، از آن نظر كه درد است خوشايند طبع نيست و بيمارى جهل مشكلترين و بى درمانترين دردهاست و بيشترين زيان را بر آدمى دارد امام ( ع ) در اين كلمه به انسان هشدار مىدهد كه لازم است در ريشه كن ساختن اين بيمارى از همان آغاز بكوشد ، پيش از آن كه قوّت بگيرد و در نفس جايگزين شود و سعى كند كه بيمارى بر او عارض نشود . چون سلامتى پيش از بيمارى سودمندتر از سلامتى پس از بيمارى است . راه ريشه كن كردن بيمارى اين است كه كارهاى خوبى كه موجب كامل شدن نفس است از نخستين ساعات بيمارى انجام دهد و بر حسب كوشش خود بهترين پزشكان را براى خويشتن برگزيند . و اگر اين كار را نكند و چيزى از آن اسباب پيش از جايگزين شدن بيمارى عارض شود كه آن امور سبب آن بيماريند و براى درمان به خود آيد ، نفس خويش را با لگام شكيبايى رام و مطيع سازد و با مهار و افسار پشيمانى او را به چپ و راست بگرداند و با تمرين و عادت دادن آن را بكشاند . تا نفسش از مقدّمات آن بيمارى پاك شود سپس آن را با دانشهاى يقينى و ملازمت كارهاى نيكو تغذيه نمايد . زيرا در اين صورت به سلامتى كامل مطبوع و خوشبختى هميشگى باز مىگردد و همواره در نهايت و شكست و شادمانى خواهد بود . پس درياى دانش و فضيلتها يعنى امير مؤمنان ( ع ) درست فرموده است كه : دردى بى درمانتر از نادانى نمىباشد . كلمهء سيزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا مرض اضنى من قلَّة العقل . هيچ بيماريى نزارتر از كم خردى نيست . و در نسخه اى ، اخفى من قلَّة العقل ( پنهانتر از كم خردى ) آمده است . شارح گويد : الضّنى ، وارد شدن بيمارى در بدن است هر گاه كه بيمار پندارد كه خوب شده است بيمارى باز مىگردد . العقل : همانطور كه قبلا روشن شد چون عقل مشترك لفظى است بر نيرويى گفته مىشود كه به وسيله آن تفاوت ميان كارهاى خوب و بد در مصلحت بدن و ادارهء زندگى حاصل و عقل عملى نام دارد . و نيز بر نيرويى گفته مىشود . كه كامل شدن جوهر نفس به سبب آن مىباشد و آن را عقل عملى نامند و بر درجات استعداد اين نيرو گفته مىشود چون درجات عقل بالفعل از نظر حقيقت و حدود با هم