ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

109

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

نزول رحمت مىشود . و لازمهء طلب نزول رحمت منع از تجاوز از آن فضيلت است و منع از تجاوز ، مستلزم فرمان به توقّف در آن فضيلت است و اين خود مستلزم فرمان به خواستن آن فضيلت و توقف نكردن در برابر غير اوست ، پس ناگزير امام ( ع ) اين قيد را از طريق دلالت التزاميه ياد آور شده كه دلالتش آشكارتر است ولى در ظاهر آن را ذكر نكرده است . و خدا سر پرست توفيق است . كلمهء ششم قوله ( ع ) قيمة كل امرء ما يحسنه ( 1 ) قيمت هر مردى آن چيزى است كه آن را نيكو بداند . مىگويم : قيمت بر حسب حقيقت بر چيزى گفته مىشود كه جانشين چيزى شود و عوض آن قرار گيرد كه همان بها مىباشد . و مجازا به امورى گفته مىشود كه نفس آدمى آن را از حالات و كيفيّات چون دانش و اخلاق پسنديده و مخالف آنها به دست مىآورد . مناسبت مجاز اين است كه قيمت چيزى همان طورى كه بر حسب ذات كالا از نظر خوبى و بدى ، برترى ، و پستى و نظير قيمت گذاران و ميل طالبان متفاوت مىباشد . همين طور اين تفاوت در آنچه آدمى از اين صورتها به دست مىآورد و آن را نيكو مىداند مانند عقيده هاى گوناگون ، نيز حاصل مىشود . بعضى از آن صورتها كه كسب كرده است دانشهايى است كه آدمى را به خوشبختى ابدى مىرساند . و بعضى از آنها اعتقاداتى است كه موجب بدبختى دائمى مىشود ، و ميان آن دو مرحله درجاتى وجود دارد ، و وضع در بقيّهء كارهايى كه انسان به دست مىآورد يا در طبيعت و سرشت اوست بدين منوال مىباشد .

--> ( 1 ) شارح ( ره ) در شرحى كه بر نهج البلاغه دارد چنين شرح كرده است : مقصود از اين كلمه تشويق كردن بر به دست آوردن عاليترين كمالات نفسانى و صنعتها و مانند آنهاست و منظور از قيمت مرد ، اندازهء او بر حسب اعتبار اعتبار كنندگان مىباشد و نيز موقعيتى كه در نفوس آنان دارد كه او را شايستهء بزرگداشت و احترام مىداند يا سزاوار حقير شمردن و كاستى بداند و روشن است كه اين حالت تابع چيزى است كه مرد را نيكو مىكند و تابع كمالات ياد شده اى است كه به دست مىآورد . پس عاليترين آنان از نظر قيمت و بالاترين آنها از نظر مقام در نفوس مردم آنانى هستند كه كمالشان بيشتر باشد . و پستترين آنها از نظر درجه آنها هستند كه حرفه و شغلشان پستتر باشد و اين ارزيابى بر حسب اعتبارى است كه عقول مردم براى كمالات و لوازم آن در نظر مىگيرند . ( شرح ابن ميثم ، چاپ اول ، صفحه 590 ) .