حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )

74

مكارم الأخلاق ( فارسي )

فردا صبح فرمود : بستر ديشت مرا از نماز باز داشت ، و دستور داد كه يك بستر بيشتر نيندازند ، و بستر او از پوستى بود كه با ليف و پوست خرما پر شده بود ، عبايى داشت كه هر گاه به جائى ديگر ميرفت آن را دولا كرده زير خود مىانداخت ، و بسيار بود كه زيراندازى ساده برايش ميگذاردند كه از پوستى درست شده بود پر از ليف خرما كه بر آن مىنشست ، و قطيفه اى داشت مال فدك كه مىپوشيد و خود را در آن مىپيچيد ، و قطيفه اى مصرى داشت كه پرز كوتاهى داشت ، و فرشى از مو داشت كه بر آن مىنشست ، و گاه بر آن نماز مىخواند . در خواب حضرت ( ص ) پيغمبر ( ص ) روى حصير برهنه مىخوابيد بطورى كه چيزى غير از آن زير او نبود ، و چون مىخواست بخوابد مسواك مىكرد ، و بعد به بستر مىرفت ، و پس از جاى گرفتن در بستر بدست راست مىخوابيد ، و دست راست را زير گونهء راست مىنهاد و بعد مىگفت : « خدايا مرا در آن روز كه بندگانت را بر مىانگيزى از عذابت نگهدار » .