حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )

28

مكارم الأخلاق ( فارسي )

خشونت و تندخوئى نداشت ، پرخاشجوئى و دشنامگوئى نمىنمود ، عيبجوئى و يا مداحى نميكرد ، از آنچه نمىپسنديد تغافل مىفرمود و در عين حال كسى را مأيوس نمىساخت و ديگران را كه بدان مايل بودند نااميد و رانده نميكرد ، خود را از سه چيز محفوظ مىداشت : مراء ( جدال ) و پرگوئى و از كارهاى بيهوده . و در بارهء مردم سه چيز را هميشه ترك مىنمود : بدگوئى و سرزنش و تجسس از كارهاى خصوصى و پنهانى و جز در آنچه اميد ثواب در آن بود حرف نمىزد ، وقتى سخن ميگفت اهل مجلس و شنوندگان سرها را ( به حال ادب و توجه كامل ) به زير مىانداختند و خموش و بيحركت مىماندند كه گويا بر سرشان پرنده نشسته است ( 1 ) و پس از آنكه حضرتش ساكت مىماند سخن آغاز مىكردند و در محضرش در سخن گفتن نزاع نميكردند ، اگر كسى شروع بتكلم مىكرد كاملا ساكت شده گوش فرا مىدادند تا حرفش بپايان رسد . سخن گفتن ايشان در محضر وى حديث بهترين آنها بود ، از آنچه همه مىخنديدند مىخنديد و از آنچه اظهار شگفتى مىكردند ، اظهار شگفتى مىنمود ، در برابر غربت سخت شكيبايى مىكرد ، در برابر سخنان خشن و تند و سؤالهاى بىرويهء مردم تحمل بخرج ميداد ، حتى اگر يكى از اصحاب سائل غريبى را عقب مىراندند كه مزاحم پيغمبر نشود ، ناراحت مىشد ، و مىفرمود : چون حاجتمندى را ديديد حاجتش روا

--> ( 1 ) اين اصطلاح عربى است كه در باره فردى ميگويند كه با تمام حواس به كسى و چيزى متوجه است .