حاج ملا هادي السبزواري

536

شرح مثنوى

در كعبهء وصال : يعنى با وصال ، چه حاجت به قياس و استدلال ؟ گذشت كه در كعبه ، تحرّى به جهت قبله نيست . چنان كه با وجود آب ، تيمّم حرام است . كه تحرّى : اشارت است به آن كه اگر چه شهود در وصالند و اتّصالى به قياس دارند ، و از استدلال غنى و بىنيازند ، ولى تحرّى و اجتهاد و استدلال براى دگران واجب است . * ( « قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » 2 : 111 ( 1 ) . و مظنّه و تقليد جايز نيست در تحصيل عقايد . خاصه براى اهل استعداد و صاحبان شكوك و شبهات از اذكياء . و اين همه نهى از اتباع ظن و مذمّت مظنّه در قرآن ، تحريص بر تحرّى و تمسّك به برهان است در عقايد حقّه ، و عدم اكتفاى به ظن در آنها ، كه * ( « إِنَّ اَلظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ اَلْحَقِّ شَيْئاً » 10 : 36 ( 2 ) . اين است كه مىفرمايد كه هواهاى نفس چون بادى شود كه عاد را هلاك كند . * ( « وَأَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ » 69 : 6 ( 3 ) . و مادهء باد هواست ، كه متموج گردد از تراكم ادخنهء مبروده ، و تلاطم سحابها و تخلخل و تكاثف هواها . ( ( 4674 ) ) همچو عادش بر برد باد و كشد * نه سليمانست تا تختش كشد ن 1272 4 - ك 421 24 تا تختش كشد : چون هواهاى ربانيه و نسايم قدسيه از خواطر ربانيه و ملكيه و مبادى برهانيه و انفاس متبركه ، بادهاى مراد و رياح الطافند ، كه تخت سليمان روح قدسى را به عالم قدس كشند و كشتى لطيفهء سرّيه نوح مقام خفى را به ساحل نجات رسانند . ( ( 4675 ) ) عاد را با دست حمّال خذول * همچو برّه در كف مردى اكول ن 1272 5 - ك 421 25 خذول : واگذارنده . از خذلان به معنى واگذاشتن . و مقابل توفيق . ( ( 4678 ) ) چون بگردانيد ناگه پوستين * خردشان بشكست آن بِئسَ القَرين ن 1272 8 - ك 421 26 بئس القرين : بد قرينى بود . ( ( 4680 ) ) هود دادى پند كاى پر كبر خيل * بر كند از دستتان اين باد ذيل ن 1272 10 - ك 421 27 پر كبر خيل : پر تكبّر جماعت .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نمل ، آيهء 64 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء يونس ، آيهء 36 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء الحاقة ، آيهء 6 . .