حاج ملا هادي السبزواري

529

شرح مثنوى

لقيه : ملاقات . ( ( 4563 ) ) ليك اگر ميرم ندارم من كفن * مفلس اين لعبم و شش پنج زن ن 1266 17 - ك 419 38 شش پنج زن : يعنى از مفلسى ، شش پنج قمار مىزنم اضطراراً . چنان كه گويند در ضرورت لحم ميته مىخورد . ( ( 4565 ) ) گفت آن شش پنج با من باختى * پار اندر شش درم انداختى ن 1266 19 - ك 419 39 شش در : مخفف ششدر فنا و شش در تنگ است . كه در فارسى كنايت از دنياست كه سجن است . ( ( 4569 ) ) شد اشاراتش اشارات ازل * جاوَزَ الَاوهامَ طُرّا وَاعتَزَل ن 1267 1 - ك 420 2 جاوز : يعنى گذشته عارف از عالَمِ وهم و پندار همه و عزلت نموده . ( ( 4570 ) ) زين چه شش گوشه گر نبود برون * چون بر آرد يوسفى را از درون ن 1267 2 - ك 420 2 يوسفى را : يعنى چگونه دستگيرى مىكند و از چاه طبيعت بيرون مىآرد . ( ( 4573 ) ) دلوهاى ديگر از چه آب جو * دلو او فارغ ز آب اصحاب جو ن 1267 5 - ك 420 4 اصحاب جو : يوسف جو . ( ( 4577 ) ) از كجا آرم مثالى بىشكست * كفو او نِه آيد و نِه آمدست ن 1267 9 - ك 420 6 كفو او نه آيد : يكى از وجوه آيهء * ( « لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ » 42 : 11 ( 1 ) ، آن است كه ليس كمثله الاعلى - به فتح تاء مثلثه - چه ، انسان كامل ، كه مثل اعلاى حق است ، ثانى ندارد . چه وحدتِ او نيز وحدت حقّه است ، ولى حقّهء ظلَّيه - نه وحدت عدديه . چون مقام بشرى او كه وحدتش وحدت عدديه است . و وحدت حق حقيقى - تعالى - وحدت حقّهء حقيقيه است . ( ( 4578 ) ) صد هزاران مرد پنهان در يكى * صد كمان و تير درج ناوكى ن 1267 10 - ك 420 6 ناوك : تير كوچك و مُژهء چشم .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 11 . .