حاج ملا هادي السبزواري
504
شرح مثنوى
يا مظفر گوى باش : بهتر است از نسخه اى كه در هر دو مصراع « جوى » است . چه بنا بر اول ، ذى القافيتين مىشود . ( ( 4077 ) ) بىز مفتاح خرد اين قرع باب * از هوا باشد نه از روى صواب ن 1242 15 - ك 412 18 قرع : كوفتن . ( ( 4081 ) ) چون نشيند بهر خور بر روى برگ * در فتد اندر دهان مار و مرگ ن 1242 19 - ك 412 20 مار و مرگ : به واو عطف . ( ( 4086 ) ) اين جهان پر ز نقل و پر ز نان * چون دهان باز آن تمساح دان ن 1243 2 - ك 412 23 تمساح : نهنگ . ( ( 4087 ) ) بهر كرم و طعمه اى روزى تراش * از فن تمساح دهر ايمن مباش ن 1243 3 - ك 412 23 اى روزى تراش : آن است كه به خيال خود جعل مىكند ، كه روزىِ من از اين طريق خاص مىآيد ، و تضييق مىكند ، و حال آن كه وسايلِ خدا بسيار است . خواجه پندارد كه روزى دِه دِهست ده نمىكاريم و روزى مىخوريم ( ( 4088 ) ) رو به افتد پهن اندر زير خاك * بر سر خاكش حبوب و مكرناك ن 1243 4 - ك 412 24 حبوب و مكرناك : به واو عطف ، متعلق است به « روبه افتد » . و در بعض نسخ واو نيست و خوب نيست . پس معنى آن است كه رو به افتد و حال آن كه مكرناك باشد . ( ( 4095 ) ) برق نور كوته و كذب و مجاز * گرد او ظلمات و راه تو دراز ن 1243 11 - ك 412 27 برق نور كوته : برق نور عقل جزئى مشوب به وهم و خيال است . ( ( 4097 ) ) ليك جرم آن كه باشى رهن برق * از تو رو اندر كشد انوار شرق ن 1243 13 - ك 412 28 ليك جرم آن كه : يعنى هم به جرم آن كه و كلمهء ليكن از باب استثنا از ذمّ بما يشبه المدح است ، كه از محسّنات است .