حاج ملا هادي السبزواري
481
شرح مثنوى
مظهر آيات : يعنى صفات و اسماء حُسنى ، كه عالم چون بيت المرآت براى صفات حق است . ( ( 3645 ) ) صورت عاشق چو فانى شد درو * پس در آب اكنون كرا بيند بگو ن 1220 18 - ك 405 42 كرا بيند بگو : يعنى عاشق حق ، چون همه را فانى در حق مىبيند ، و از جملهء فانين در حق تعالى ، خود و صورت خود است ، پس در آب ، صورت خود را نديده ، چه خودى نيست در نظر شهود ، او و خود ، همه اوست . ( ( 3646 ) ) حسن حق بينند اندر روى حور * همچو مه در آب از صنع غيور ن 1220 19 - ك 405 42 غيور : لا أحَدَ أغيَرُ مِنَ الله - عَزَّ وَجَلَّ . نعم ما قيل دو جا غيرت كند زورآزمايى چنان گيرد كز آن نتوان رهايى يكى آن جا كه عاشق بيند از دور ز شمع وصل بزم غير پر نور دگر جايى كه معشوق وفا كيش ببيند نو گلى با بلبل خويش ( ( 3647 ) ) غيرتش بر عاشقىّ و صادقيست * غيرتش بر ديو و بر استور نيست ن 1220 20 - ك 406 1 بر عاشقى و صادقيست : تحقيقش آن است كه غيرتش بر تحقّق وجودى است كه صدق و متن واقع است و بر عشق ، كه طلب صادق است ، نه بر وقوع سرابىِ اعيان و كذب است ، و نه بر سراب طلب . و بر ديو و آثار او ، سرابيّت غالب است ، و تعيّن و عين ثابت ظاهر است ، كه مقابل حق و حقيقت است ، و جهل مقابل عقل و مسئولاتش حكايت و نمودِ واقع است . پس غيرت در وجود ، كه حقيقت است ، غيريت نگذاشت . كه وجود حقيقى هر شىء از صقع حق است . ولى غيريت در اشيا دروغين و در طلب دروغين ، كه اعيان ثابتهاند ، و طلب به وجود راجع است - نه به آنها - باكى نيست و با غيرت چه منافى است . ( ( 3648 ) ) ديو اگر عاشق شود هم گوى برد * جبرئيلى گشت و آن ديوى بمرد ن 1220 21 - ك 406 1 ديو اگر عاشق شود : وجود غالب شود و ماهيّت و تعيّن مغلوب ، بلكه فانى شود در اسم مُضلّ . ( ( 3659 ) ) كيست كز ممنوع گردد ممتنع * چون كه الِانسان حريصٌ ما مَنِع ن 1221 10 - ك 406 7 ممتنع : قابل منع . حريص ما منع : از باب حذف و ايصال است ، كه على ما منع بوده .