حاج ملا هادي السبزواري
439
شرح مثنوى
مذكور است . و چند معنى - اينجا - مناسب است . مثل غم و اندوه ، و مثل اذن حضور ، كه بار يافته گويند ، و مثل بارگاه ، و مثل حاصل و ثمر . ( ( 2919 ) ) هين ز بد نامان نبايد ننگ داشت * هوش بر اسرارشان بايد گماشت ن 1184 20 - ك 395 15 ز بد نامان : كه طايفه اى از صوفيه هستند ، كه آنها را ملامتيّه گويند . ( ( 2926 ) ) هر كه چون زنبور و حيستش نقل * چون نباشد خانهء او پر عسل ن 1185 9 - ك 395 21 نقل : نُسخ مختلف است . در بعضى به نون و قاف ، چيزى است كه به آن تنقّل كنند بر بالاى شراب . و در بعضى به باء موحّده و قاف است ، بقل ، گياه باشد . و اگر به نون و فا باشد ، غنيمت باشد . وحل بيند فوق دُرّ شاهوار پس ز طين بگريزد او ابليسوار ن ندارد - ك 395 24 وحل : گل . ( ( 2934 ) ) اهبطوا افكند جان را در حضيض * از نمازش كرد محروم اين محيض ن 1185 17 - ك 395 25 محيض : حيض . ( ( 2935 ) ) اى رفيقان زين مقيل و ز ان مقال * اِتَّقوا اِنَّ الهَوى حَيضُ الرِّجال ن 1185 18 - ك 395 25 مقيل : خواب . ( ( 2937 ) ) تاجرش داند و ليكن گاو نى * اهل دل دانند و هر گل كاو نى ن 1185 20 - ك 395 26 گل كاو : از كاويدن . ( ( 2939 ) ) و ان گلى كز رشّ حق نورى نيافت * صحبت گلهاى پر دُر بر نتافت ن 1185 22 - ك 395 27 كز رشّ حق : اشارت است به حديث شريف « إنَّ الله خَلَقَ الخَلقَ فى ظُلمَةٍ ثُمَّ رَشَّ عَلَيهِم مِن