حاج ملا هادي السبزواري
436
شرح مثنوى
( ( 2862 ) ) در شب دنيا كه محجوب است شيد * ناظر حق بود و زو بودش اميد ن 1182 7 - ك 394 26 در شب دنيا : از باب لجّين الماء است . دنيا ، كه عالم اجسام ماديه است ، چون غواسق و ظلمات است ، چون شب است . شيد : خورشيد . ( ( 2866 ) ) در نظر بودش مقامات العباد * لاجرم نامش خدا شاهد نهاد ن 1182 11 - ك 394 28 مقامات العباد : يعنى از خود چيزى ندارند . كه « اَلعَبدُ وَما فى يَدِه » - اى فى عين ثابته من الوجود و الصفة و الفعل - « كانَ لِمَولاه » ( 1 ) . شاهد نهاد : كه فرمود * ( « إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً » 48 : 8 ( 2 ) . ( ( 2871 ) ) مدعى ديدست اما با غرض * پرده باشد ديدهء دل را غرض ن ندارد - ك 394 30 آرد بغض : غض ، چشم پوشى . و در بعض نسخ ، هر دو جا « غرض » است و قافيه در « را » و « با » ست ، و در كلمات ديگر بيت نيز تفاوت است . ( ( 2874 ) ) پس نبيند جمله را با طمّ و رم * حُبُّكَ الأَشياءَ يُعمى وَيُصِمّ ن 1182 19 - ك 394 32 طمّ و رم : مراد بالتمام است ، و گذشت معنيش . ( ( 2881 ) ) نام حق عدل است و شاهد آن اوست * شاهد عدلست زين رو چشم دوست ن 1183 4 - ك 394 36 نام حق عدلست : يعنى شاهد و عدل از اسماء ا للهاند . و اسماء خدا ، مظهر مىخواهند . و مظهر اين دو اسم چشم پيغمبر است . چنان كه ذاتش مظهر اسم اعظم است كه فرمود : ( ( 2882 ) ) مظهر حق دل بود در دو سرا * كه نظر در شاهد آيد شاه را ن 1183 5 - ك 394 37 مظهر حق دل بود : كما قال « لا يَسَعُنى أرضى وَلا سَمائى . . . » ( 3 ) الحديث .
--> ( 1 ) منبع يافت نشد . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء فتح ، آيهء 8 . . ( 3 ) عوارف المعارف ، حاشيهء احياء العلوم ، ج 2 ، ص 250 . .