حاج ملا هادي السبزواري
404
شرح مثنوى
خرد : ريزهء هر چيز . شگرف : نيكو و سطبر . يعنى حقير با آدم باشكوه ، در منزل جمعند . ( ( 2385 ) ) پر گشاده پيش ازين پر شوق و باد * در هواى جنس خود سوى معاد ن 1159 9 - ك 387 32 پر گشاده پيش از اين : اظهر است از نسخهء هر يكى . معاد : آشيان ، و باز گشت . و در معادِ روح آمده كه « لَو أحَبَّ أحَدٌ حَجَراً لَحُشِرَ مَعَه » ( 1 ) . پس بعد از خروج از اقفاص تن ، اگر قرب به حق دارد ، و پيش عشق به او داشته ، و تمنّا نداشته باشد از خدا جز خدا را ، از مقرّبين و فانى فى الله و باقى با لله است . و اگر محبّت به مظاهر لطف داشته ، محشور به مظاهر لطف ، و از اصحاب يمين است . و اگر محبّت به مظاهر قهر داشته ، محشور به آنها و اصحاب شمال است . اگر بگويى كه مظاهر قهر ، نار و مور و مارند - مثلًا - و كس محبت به اينها نداشته ، گوييم كه محبّت به مال كه دارد به فطرت ثانيه و حرص و آز را كه مىپروراند . و مانند اين محبت و طلب صادق است به مار و مور . كه هر خُلقى و عملى ، برزخى مناسب دارد . * ( « إِنَّ اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ اَلْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً » 4 : 10 ( 2 ) . بس تفاخر مكن كه اندر حشر گندمت كژدم است و مالت مار ( ( 2388 ) ) آن طرف كه بود اشك و آه او * چونك فرصت يافت باشد راه او ن 1159 12 - ك 387 34 اشك و آه او : و قافيهء دوم ، باشد راه او : و در نسخه « سوز و آه » ، و قافيهء دوم « كوفت راه » ، راهى ندارد ( ( 2390 ) ) آبى و خاكى و بادى و آتشى * عرشى و فرشى و رومى و كشى ن 1159 14 - ك 387 35 كش : نام شهرى است . يعنى اجزاى بدن و مقويّات آن ، و كيفيّات آن ، از اغذيه و اشربه و ادويه ، بعضى از آسمان است و اشعّه ، و بعضى از زمين است ، و بعضى از بلاد بعيده آورده شود . ( ( 2392 ) ) برف گوناگون جمود هر جماد * در شتاى بعد آن خورشيد داد ن 1159 16 - ك 387 36
--> ( 1 ) علم اليقين ، ج 2 ، ص 900 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء نساء ، آيهء 10 . .