حاج ملا هادي السبزواري

372

شرح مثنوى

لحيانى : پر ريش . مراد ، كثير العلايق است . و به كوسه ، كم علايق . ( ( 2030 ) ) بحر وحدانست جفت و زوج نيست * گوهر و ماهيش غير موج نيست ن 1142 11 - ك 382 31 گوهر و ماهيش غير موج نيست : توحيد است . به اينكه همهء آن چه درين درياست غيرِ آب نيست . و در درياى حقيقت وجود ثانى نيست ، كه همه وجود است . و آن چه در خارج است ، وجود است ، و آن چه در مشاعر است ، وجود . و بدان كه تعدّد افراد در هر حقيقت به تخلَّلِ غيرِ آن حقيقت است . چنان كه آب كثرت دارد ، هوا كثرت دارد ، انسان طبيعى ، فرس طبيعى ، بقر طبيعى و غير ذلك كثرت دارند ، به سبب تخلَّلِ غير ، در هر يك . كه اگر تخلَّل غير نبودى ، كثرت افرادى نبودى . مثلًا اگر فرض كنيم هر چيز مصباح بودى ، و ميانهء مصباح و مصباحى ، مصباح بودى ، و مكان و زمان ، و بالجمله عوارض و ناظر و منظور ، همه مصباح بودى ، هر آينه تعدد نبودى . و اين در مصباح ، فرض و تقدير است . ولى در حقيقتِ وجود طرد العدم و منير الماهية ، واقع است بدون فرضِ فارض و اعتبارِ معتبِر . ولى حقيقتى است كه مراتب شديد و اشدّ دارد . مرتبهء فوق التمام و مرتبهء تام هست ، كه حفظ مراتب ، لازم است . و در مطاوى ابياتى ، گفتيم كه : از رباب اين شنو رب آب بقاست و آن چه جز اوست نيست غير سراب اوست درياى بىكرانه و هست غير او چون ندى و موج و حباب نى نمِ اين يم است يم كه بود و اصل و فاصل و نم و يم آب باشد او رنگ يوسفم همه جا يا بنى ادخلوا من الابواب ( ( 2033 ) ) چون كه جفت احولانيم اى شمن * لازم آيد مشركانه دم زدن ن 1142 14 - ك 382 33 شمن : فارسى ، بت پرست . ( ( 2034 ) ) آن يكيى ز ان سوى وصفست و حال * جز دوى نآيد به ميدان مقال ن 1142 15 - ك 382 33 ز ان سوى : به كسر يا به اضافه به سوى وصف . * ( سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ اَلْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ 37 : 180 ( 1 ) .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء صافات ، آيهء 180 . .