حاج ملا هادي السبزواري
371
شرح مثنوى
( ( 2020 ) ) كه مرا پرواى آن استاد نيست * از خود و از ريش خويشم ياد نيست ن 1142 1 - ك 382 26 پرواى : طاقت و صبر و معانى ديگر دارد ، كه همه مناسب است . آن استاد : مرا استاد راهبر است كه در صحو باشد . ( ( 2021 ) ) باد سبلت كى بگنجد و آب رو * در شرابى كه نگنجد تار مو ن 1142 2 - ك 382 27 باد سبلت : جمع ميان دو عنصر با دو عنصر آب ، چون دو عضو سبلت و رو ، از صنعت مراعاة النظير است . ( ( 2022 ) ) در ده اى ساقى يكى رطلى گران * خواجه را از ريش و سبلت وارهان ن 1142 3 - ك 382 27 خواجه را : مفعولِ « در ده » . و مراد خواجه صاحب انانيت است كه شراب عشق انانيت او را مىبرد . ( ( 2024 ) ) مات تو و مات تو و مات تو * كه همىدانيم تزويرات تو ن 1142 5 - ك 382 28 مات تو : انذار آن خواجه است به نفرين ، كه خدا بكشد ترا . و در بعض نسخ « مات او شو » و تا آخر ، عوض « تو » ، « او » است . اگر چه معنى دارد ، كه به خواجهء مذكور گويد مات حق شو . و تزوير به معنى اصلاح است - در عربى . و نيز جايز است مكر الله باشد . * ( وَمَكَرُوا وَمَكَرَ الله وَالله خَيْرُ اَلْماكِرِينَ 3 : 54 ( 1 ) . ليكن به ما قبل و ما بعد ، ربطِ صالحى ندارد . و در نسخهء اول لفظ « شو » نيست ، بلكه « مات تو » . و مات تو يعنى مرگ تو بيايد . ( ( 2026 ) ) اندر آيينه چه بيند مرد عام * كه نبيند پير اندر خشت خام ن 1142 7 - ك 382 29 اندر خشت خام : چه وجود حقيقى ، هر جا كه هست ، به جميع كمالات هست . نهايت ، تفاوت در ظهور حقيقت وجود است . همچنين در كمالاتى كه عين آن است ، از حيات و علم و اراده و قدرت و ادراك و سمع و بصر و تكلَّم و مانند اينها . ( ( 2027 ) ) آن چه لحيانى به خانهء خود نديد * هست بر كوسه يكايك آن پديد ن 1142 8 - ك 382 30
--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 54 . .