حاج ملا هادي السبزواري
360
شرح مثنوى
* ( « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ الله لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ 8 : 42 ( 1 ) . يعنى تا هلاك شود ، كسى كه هلاك است ، از آيهء بيّنه و حجت ، و زنده شود كسى كه زنده است ، از بيّنه ، و به درستى كه خداى تعالى هر آينه شنوا و داناست . تا كه ينجو : يعنى تا نجات يابد كسى كه نجات يافته است ، از بيّنه و يقين حاصل شده او را . ( ( 1882 ) ) نيست لايق غزو نفس و مرد غر * نيست لايق عود و مشك و . . . خر ن 1135 11 - ك 380 26 غزو : جهاد . غر : فريب خور . ( ( 1886 ) ) آن جهان صورت شود آن مادگى * هر كه در مردى نديد آمادگى ن 1135 15 - ك 380 28 آن جهان صورت شود : چه ، * ( يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ 40 : 16 ( 2 ) ، اعمال و ملكات به صور برزخيه و اخرويهء مناسبه ظاهر شوند . چنان كه فرمايد : ( ( 1887 ) ) روز عدل و داد داد اندر خور است * كفش آنِ پا كلاه آنِ سرست ن 1135 16 - ك 380 28 روز عدل و داد داد اندر خور است : يعنى به مناسبت است . و « دادِ » اوّل ، عدل است و « دادِ » دوم ، دهش و اعطا . ( ( 1890 ) ) هست دنيا قهر خانهء كردگار * قهر بين چون قهر كردى اختيار ن 1135 19 - ك 380 30 هست دنيا : اين و امثالش ، شاهد آن است كه گفتيم در شرح قولش « ليك يك رنگى كه اندر محشر است » . كه مظاهر لطف و قهر ، يكسان نيستند . پس مىفرمايد : دنيا مظهر قهر است ، چون سجن است ، و عالم ظلمت و عذاب و تشتّت و تفرقه است . پس اينجا هر كه قهر خانه را - كه دنياست - اختيار كرده ، آن جا هم به قهر خانه مىرود ، كه جهنّم نيز مظهر قهر است . ( ( 1892 ) ) پرّ و پاى مرغ بين بر گرد و دام * شرب قهر حق كننده بىكلام ن 1135 21 - ك 380 31 مرغ : اعمّ است از مرغ ظاهر و مرغ روح آدمى . و دام : از دام ظاهر و دام مرگ آدمى .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء انفال ، آيهء 42 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء غافر ، آيهء 16 . .