حاج ملا هادي السبزواري
361
شرح مثنوى
( ( 1893 ) ) مرد او بر جاش خر پشته نشاند * و آن كه كهنه كشته پشته هم نماند ن 1135 22 - ك 380 31 بر جاش خر پشته : پشتهء بزرگ ، دراز ميانش بلند ، و دو طرفش نشيب . و به مناسبت بر قبر و خيمه اطلاق شود . و در بعض نسخ « بر جاى او پشته » است . و آن كه كهنه كشته پشته هم نماند : يعنى قهر او مىبرد هستى آدمى را ، و صورت قبر بر جاى او مىنشاند ، و مدّت متطاولى كه مىگذرد ، قبر هم نمىماند . ( ( 1894 ) ) هر كسى را جفت كرده عدل حق * پيل را با پيل و بق را جنس بق ن 1136 1 - ك 380 32 هر كسى را : اشارت است به آن چه گفتيم كه چه درين نشاه و چه در آن نشاه ، بعضى در تحت اسماء لطفيّه ، و بعضى در تحت اسماء قهريّهاند . و همه عدل است . اين است كه در دعا مىگويى : رَبَّنا عامِلْنا بِفَضلِكَ وَلا تُعامِلْنا بِعَدْلِكَ . ( ( 1895 ) ) مونس احمد به مجلس چار يار * مونس بو جهل عُتبه و ذو الخمار ن 1136 2 - ك 380 32 عتبه : به ضم عين مهمله ، اسم است . و ذو الخمار : به كسر خاء معجمه ، كسى بود از كفار كه مقاتله كرد در خمار زن ، و خمار چيزى است كه زن به آن سر و روى را بپوشد . ( ( 1898 ) ) قبله اى زاهد بود يزدان برّ * قبله اى مطمع بود هميان زر ن 1136 5 - ك 380 34 برّ : بارّ و نيكو . قبلهء مردان حق اعمال نيك قبلهء نااهل جهل مرده ريگ ن ندارد - ك 380 34 جهل مرده ريگ : ميراثى . يعنى جهل مركَّب به تقليد جاهل ميّت معنوى يا صورى . ( ( 1899 ) ) قبله اى معنىوران صبر و درنگ * قبله اى صورت پرستان نقش شنگ ن 1136 6 - ك 380 35 شنگ : رعنا و راه زن . و نفس هر دو را دارد . و كسى كه كمر بسته كه تمشيت امر نفس را بدهد ، آن را قبلهء خود كرده . ( ( 1902 ) ) رزق ما در كاس زرّين شد عقار * و ان سگان را آب تتماج و تغار ن 1136 9 - ك 380 37