حاج ملا هادي السبزواري
316
شرح مثنوى
گر اثر بر جان زند : يعنى معجزه قدرت است ، هر گاه بر جماد ظاهر شود ، با آن كه رابطه نيست ، بر جان اثر كند به رابطهء خفيّه و مناسبت حقّانيه . ( ( 1305 ) ) بر جمادات آن اثرها عاريه ست * آن پى روح خوش مُتواريه است ن 1107 20 - ك 372 8 متواريه : پنهان . يعنى اين اثرها براى آن است كه دل متأثّر و نورانى شود . و هر گاه نورانى شود به تصرف روحانى و انقهار نفسانى ، مقصود حاصل است به نحو اكمل . « خُذِ الغاياتِ وَاترُكِ المَبادى » ( ( 1306 ) ) تا از آن جامد اثر گيرد ضمير * حبّذا نان بىهيولاى خمير ن 1107 21 - ك 372 8 بىهيولاى خمير : يعنى خوشا نان بىمادهء خمير ، كه لذّت نان را به اتمّ وجه داشته باشد . و خوشا خوان مسيحى كه از موادّ اين عالم نبود - كه ظلمات است . و خوشا رُطَبِ جَنىِّ چنينى . مرغ آبى در وى ايمن از هلاك ماهيان را مرگ بىدرمانست خاك ن ندارد - ك 372 10 بىدرمانست : به سكتهء مليحه . و « بىدرياست » در نسخه اى ، و غلط است . چنان كه در نسخه ، بعد از اين بيتى بىمناسبتى است و زايد است ( ( 1310 ) ) عجز بخش جان هر نامحرمى * ليك قدرت بخش جان هم دمى ن 1108 3 - ك 372 11 عجز بخش : يعنى معجزه اش گويند ، كه عجز بخشد نامحرم را . ( ( 1311 ) ) چون نيابى اين سعادت در ضمير * پس ز ظاهر هر دم استدلال گير ن 1108 4 - ك 372 11 اين سعادت : كه به معارف و تخلَّق و تحقق به او اعتقاد به حقيّت او داشته باشى . پس ز ظاهر : يعنى پس حاجت مىافتد به معجزه و استدلال به آثار ، كه افادهء يقين نكند . كه علَّت ، انارت بر معلول كند ، نه معلول . ( ( 1312 ) ) كه اثرها بر مشاعر ظاهرست * وين اثرها از مؤثّر مخبر است ن 1108 5 - ك 372 12 بر مشاعر : يعنى حواس ظاهره . و اشارت است به اينكه حواس را به جزئيات محفوفه به عوارض و غرايب ، راه است ، نه به حقايق . و به اينكه حس ، مَثارِ غلط است ، و محلّ اشتباه در