حاج ملا هادي السبزواري
310
شرح مثنوى
داستان بدر آر : تا بدانند كه چنان كه هر هلال ، بدر مىشود ، هر چيز بايد به غايت برسد ، و هر ناقص بايد كامل شود - به تدريج . ( ( 1208 ) ) آن هلال و بدر دارند اتحاد * از دوى دورند و از نقص و فساد ن 1103 4 - ك 370 26 دارند اتحاد : چه ، ناقصِ از شىء ، از سنخِ كامل است ، نه مباين با او . نورِ قمر ناقصِ از ضياء شمس است ، نه ظلمت . بياضِ كدر ، ناقصى از بياضِ ثلج است ، نه سواد . پس انسان از حدّ نقصش تا حدّ كمالش ، يك حقيقت است ، بلكه يك هويّت و يك شخص است . و آن تدريج حركت است . و حركت طلب و عشق است . ( ( 1210 ) ) درس گويد شب به شب تدريج را * در تأنّى بر دهد تفريج را ن 1103 6 - ك 370 27 درس گويد : يعنى هلال هر شب درس مىدهد عالميان را . درسى را كه عبارت از تدريج است . تفريج : فَرَج دادن و گشايش را . و مىشود به عين باشد . يعنى عروج دادن را . ولى بنا بر اوّل « بر » به معنى ثمر اولى است ، و بنا بر دوّم به معنى استعلاست . ( ( 1212 ) ) ديگ را تدريج و استادانه جوش * كار نايد قليهء ديوانه جوش ن 1103 8 - ك 370 28 جوش : اوّل امر ، و دوم به معنى جوشيده . و بيت ذو القافيتين است . ( ( 1214 ) ) پس چرا شش روز آن را در كشيد * كُلُّ يَومٍ اَلفُ عام اى مستفيد ن 1103 10 - ك 370 29 كل يوم الف عام : هر روزى هزار سال است . چه حق - تعالى - فرموده : * ( « إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ » 22 : 47 ( 1 ) . گذشت كه اين ايام دهرى و سرمدى است - نه زمانى . كه زمان از حركت فلك حاصل شد . و تدريج اينجا طولى است - نه عرضى . سنن : جمع سنّت . و در بعض نسخ ، اين بيت مؤخّر است از بيت بعد ، و صحيح نيست . ( ( 1216 ) ) خلقت آدم چرا چل صبح بود * اندر آن گل اندك اندك مىفزود ن 1103 12 - ك 370 29
--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء حج ، آيهء 47 . .