حاج ملا هادي السبزواري
311
شرح مثنوى
چل صبح : اشارت است به حديث قدسى « خَمَّرتُ طينَةَ آدَمَ بِيَدَىّ أربَعينَ صَباحاً » ( 1 ) . بدست خويش چهل روز باغبان ازل نماند تخم گُلى كو نكشت در گِل من و تأويل آن است كه گِلَت را مخمّر فرمود از قبضات عشر . يك قبضه از عناصر و نه قبضه از فلك . و اينها را چهار تدوير داد : دورهء جمادى و دورهء نباتى و دورهء حيوانى و دورهء انسانى . و به اين تأويل ، ناظر است قولش كه : زين سحر تا آن سحر سالى مرار تا به آخر يافت اين صورت قرار ن ندارد - ك 370 30 تمام بيت : و سالهاى مرات در ميانهء اين سحر و آن سحر ، به حسب بقا و استدامه است نه به حسب ابتدا و حدوث . ( ( 1217 ) ) نى چو تو اى خام كاكنون تاختى * طفلى و خود را تو شيخى ساختى ن 1103 13 - ك 370 31 نى چو تو اى خام : عطار فرمايد : رنجها بردم بسى عمر دراز تا به صد خوارى درى كردند باز تو بدين زودى به آن در چون رسى وز نخستين پايه بر سر چون رسى ( ( 1219 ) ) تكيه كردى بر درختان و جدار * برشدى اى اقرعك هم قرعوار ن 1103 15 - ك 370 32 اقرع : كل . قرع : كدو . ( ( 1220 ) ) اوّل ار شد مركبت سرو سهى * ليك آخر خشك مغزىّ و تهى ن 1103 16 - ك 370 32 ليك آخر مشك مغزىّ و تهى : اصح است از « كشت بىمغز » . ( ( 1221 ) ) رنگ سبزت زرد شد اى قرع زود * ز انكه از گلگونه بود اصلى نبود ن 1103 17 - ك 370 33 تمام بيت : لفظ « از گلگونه بود » مَثَلِ ساير است . و امثال تغيير نمىكند و تصرف در آنها نشود ، مثل « فى الصيف ضيّعت اللبن » به كسر تاى خطاب . پس سبزى به گلگونه نيست و در بعض نسخ بدل اين بيت ديگر است كه قطعاً از مثنوى نيست .
--> ( 1 ) عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 98 . .