حاج ملا هادي السبزواري
244
شرح مثنوى
تو باده اى : گفت قائلى : چندان بخورم شراب كآيم گويند اى خواجه شراب از كجا مىآيى ( ( 4213 ) ) منكسرتر خود نباشم از عدم * كز دهانش آمدستند اين امم ن 1038 15 - ك 350 3 منكسرتر : يعنى مأيوس نيستم ، كه عدم - كه اين همه آثار عجيبه از دهانش آيد - بسته به تقاضاى عنايت تست و الَّا خود هيچ است . ( ( 4218 ) ) پيش آب زندگانى كس نمرد * پيش آبت آب حيوانى است درد ن 1038 20 - ك 350 5 آبت آب حيوانى : صفا و آبروى آن . ( ( 4227 ) ) از صحاف مثنوى اين پنجم است * در بروج چرخ جان چون انجم است ن 1039 7 - ك 350 10 صحاف : از صحيفهها و دفترها . ( ( 4228 ) ) ره نيابد از ستاره هر حواس * جز كه كشتيبان استاره شناس ن 1039 8 - ك 350 10 از ستاره : كلمهء از تعليلى است . يعنى هر حواس ره نيابد به علَّت آن كه ستارههاى آسمان مثنوى رجم ديوان حواس كند ، و بجز انسان كامل و تبعه و لَحَقهء او به اين آسمان ره ندارند . و از ايشان به كشتيبان تعبير فرموده . ( ( 4231 ) ) هر يكى در دفع ديو بد گمان * هست نفط انداز قلعهء آسمان ن 1039 11 - ك 350 12 نفط انداز : آتش انداز به جانب دشمن ، كه طريق غازيان است . ( ( 4232 ) ) اختر ار با ديو همچون عقربست * مشترى را او ولىّ الأَقرَبَست ن 1039 12 - ك 350 12 مشترى را : يعنى طالب صادق را اولى به تصرّف است . و در اين ابيات اشارت است به آن كه مثنوى هادى بعضى ، و بعضى را مضلّ . كقوله تعالى * ( « فَأَمَّا اَلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَه » 3 : 7 ( 1 ) . و در كلام ايهام است به برج عقرب و كوكب برجيس .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 7 . .