حاج ملا هادي السبزواري

245

شرح مثنوى

( ( 4233 ) ) قوس اگر از تير دوزد ديو را * دلو پر آب است زرع و ميو را ن 1039 13 - ك 350 13 تير : ايهام التناسب دارد با دلو ، و تناسب با قوس - كه از اسماء فارسى عطارد است - يعنى قوس سماء مثنوى اگر به تير بدوزد تن ديو را بر زمين كه رامى هم گويندش . دلو پر آبست : و رحمت است از براى مزارع قلوب منوره . و دلو به كسر واو است نه سكون . چه كلام در اين است كه يك چيز در حق يكى شكر و در حق ديگرى زهر باشد . ميو : تاك . ( ( 4234 ) ) حوت اگر چه كشتى غى بشكند * دوست را چون تور كشتى مىكند ن 1039 14 - ك 350 13 كشتى : از ملايمات حوت است . دوست را : يعنى از براى دوست . مىكند : مىسازد . ( ( 4235 ) ) شمس اگر شب را بدرّد چون اسد * لعل را زو خلعت اطلس رسد ن 1039 15 - ك 350 14 چون اسد : خانهء آفتاب ، چون اسد است ، ملايمت دارند . بلكه همهء اين ابيات از صنعت مراعاة النظير است كه جمع الفاظ مناسبه از امور سماويه فرموده است . لعل را : كه سنگ از آفتاب لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن بلكه شمس ولىّ النّعمى مجازى همه مواليد است ، تخصيص نيست ، بر سبيل تمثيل بود . و اطلس ايهام به فلكِ اطلس دارد . صورت خرچنگ اگر چه كج رو است هيئت ميزان ازو بيرون شو است ن ندارد - ك 350 14 خرچنگ : اشارت به برج سرطان است . هيأت ميزان : استقامت و راستى . پس به اعتبارِ لازم ، ميزان با كژ مقابله دارد . بيرون شو است : يعنى در مىآيد . شمس تبريزى است : يعنى او زبون و رعيت شمس سلطان الكواكب است كه شمسى نيز هست يعنى منسوب است به انسان كامل ، استاد مولوى ، كه شمس تبريز است . چه شمس آسمان اگر مَثَلِ عالى است ، انسان كامل مثل اعلى است . اى آفتاب آينه دار جمال تو