حاج ملا هادي السبزواري

243

شرح مثنوى

( ( 4177 ) ) عفوها هر شب از اين دل پارها * چون كبوتر سوى تو آيد شها ن 1037 1 - ك 349 23 عفوها هر شب : ايهامى دارد به العفو العفو گفتن صُلَحا در شب . و باطنش آن است كه عفو به حسب لغت محو است . قال امرؤ القيس : فتوضح فالمقراة لم يعف رسمها لما نسجتها من جنوب و شمئل پس مراد اين است كه چنان كه ارواح در محو به خواب ، به سوى تو آيند در شب ، و باز در روز به ابدان محبوس باشند ، اين ارواح را كه در دنيايند محو فرمايى و بسوى خود كشانى در سلسلهء طوليهء عروجيه . و اين رسوم معفو و ممحو گردند ، ولى باز در ابدان و رسوم برزخيه محبوس باشند به قدر علاقه به عالم صورت . و باز در وقت شام و غروب انوار صوريه و اشتداد عشق به ايوان عالم معنى از عالم صور برزخيه محوشان مىسازى و مىپرند به اوج معنى كه * ( « إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ » 2 : 156 ( 1 ) ( ( 4196 ) ) بحر را پيمود هيچ اسكرّه اى * شير را برداشت هرگز برّه اى ن 1037 20 - ك 349 32 اسكرّه : كاسهء گلين . ( ( 4200 ) ) اى شهنشه مست تخصيص تواند * عفو كن از مست خود اى عفومند ن 1038 2 - ك 349 34 تخصيص توأند : يعنى انتصاب به تو را عاشقاند . چنان كه اضافهء لعنت ابليس را مست دارد . قال تعالى * ( « وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ اَلدِّينِ » 38 : 78 ( 2 ) چون كه ديدم خلق را رحمت طلب لعنتت برداشتم من از ادب ( ( 4205 ) ) خالِدينَ فى فَناءٍ سُكرُهُم * مَن تَفانى فى هَواكُم لَم يَقُم ن 1038 7 - ك 349 37 خالدين : يعنى هميشه در فناء مستىاند . و هر كه فانى در عشق شما شد بر نخواست و افاقهء سكرش نشد . ( ( 4207 ) ) چون مگس در دوغ ما افتاده اى * تو نه اى مست اى مگس تو باده اى ن 1038 9 - ك 349 38

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 156 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء ص ، آيهء 78 . .