حاج ملا هادي السبزواري
237
شرح مثنوى
وجود ندارد . ( ( 4077 ) ) اى نظرتان بر گهر بر شاه نه * قبله تان غول است و جادهء راه نه ن 1032 2 - ك 348 1 قبله تان : يعنى توجهتان به غير شاه راه عشق شاه است . از باب ذكرِ لازم و ارادهء ملزوم . چه از راه برون شدن ، لازم دارد تعب و هلاكت را . ( ( 4079 ) ) بىگهر جانى كه رنگين سنگ را * بر گزيند پس نهد شاه مران 1032 4 - ك 348 2 سنگ را : به سكون گاف ، نه كسر . يعنى محبت سنگ را راه بر گزيند . و در بعض نسخ بى « ها » ست و قافيهء دوم شاه مرا . ( ( 4081 ) ) اندر آ در جو سبو بر سنگ زن * آتش اندر بو و اندر رنگ زن ن 1032 6 - ك 348 3 اندر آ در جو : آب حيات وجود مطلق است * ( « وَجَعَلْنا مِنَ اَلْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » . 21 : 30 ( 1 ) * ( « أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها » 13 : 17 ( 2 ) . آتش اندر بو : آتش زن در تعيّنات امكانيه و ماهيّات جوازيّه ، كه : بس بىرنگ است يار دل خواه اى دل قانع نشوى به رنگ ناگاه اى دل ( ( 4096 ) ) دايماً غفلت ز گستاخى دمد * كه برد تعظيم از ديده رمد ن 1033 1 - ك 348 12 دمد : به دال . و قافيهء دوم به را . و ايهامى به رمد به معنى دردِ چشم دارد . ( ( 4103 ) ) گر چه نسيان لا بد و ناچار بود * در سبب ورزيدن او مختار بود ن 1033 8 - ك 348 16 در سبب ورزيدن : چنان كه مىگويى در ذكر و نماز و دعا حضور و تفرقه نشايد . مخاطب گويد تشتّت خاطر و تفرقهء دل به اختيار نيست . و اين سخن غلط است چه كثرت شواغل و تعلَّق به دنيا به اختيار اوست . و چون دل به علايق دنيا داد ، عنانِ نفس را نتواند گرفت ، و به تفرقه مبتلا شد . و همچنين بعد از حصول ملكات رذيله ، آثار بىاختيار مترتب مىشود و آن ملكات مثل ملايكهء غلاظِ شِداد ، او را به جهنم مىكشانند . و ليكن تكرار آن افعال كه موجب ملكه شد به اختيار بود .
--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء انبياء ، آيهء 30 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء رعد ، آيهء 17 . .