حاج ملا هادي السبزواري
233
شرح مثنوى
نيست مانند هيولى با اثر : يعنى نيست نطفه ، كه هيولاى ثانيه است ، از آن حيثيت كه هيولى است با اثر مانند هيولاى اولى كه نيست با اثر . چه ، قوهء صرفه و لا تعيّن است ، و مبدأ اثر نيست كه قوهء انفعاليه نه قوهء فعليه است به خلاف تن مردانه كه مؤثر است . ( ( 3985 ) ) هيچ اصلى نيست مانند اثر * پس ندانى اصل رنج و درد سر ن 1027 1 - ك 346 16 هيچ اصلى نيست : مراد اصل مادى شىء است و شبه آن . و ماده مقرّب مايه است . و در اين امثله اصلها ماده است اغلب ، و در بعضى مُعدّ ، چون حركات طاعت براى خُلد و دزدى براى پاىِ دار ، و فاعل نيست . و اينكه مىگويند كه علَّت و معلول بايد سنخيت و شباهت به يكديگر داشته باشند ، در علَّت فاعليّه است . چون نار و نار و نار و حرارت و شمس و شعاع و آب و يخ و برودت ، و حرارت نار و حرارت آب ، و بنّا و صورت بنا - كه در حقيقت صورت خياليهء بنّا و مهندس فاعل و مشابه صورتى است كه در خشت و گل قرار مىدهند . و همچنين هر فاعل كه از روى علمِ به فعل ، فعلى كند ، صورت علميهء او به فعلش وجه مناسبت است . و علاوه بر اين مناسبتها ، مناسبت است ، از اين راه كه فاعل وجودى است ، و مجعول بالذات نحو وجود خاصى است ، و وجودى با وجودى سنخيّت دارد . و مرادم به وجود ، حقيقت طرد العدم است ، نه اين مفهوم عنوانى . پس اشكال در تجسّم اعمال - كه مذهب محقّقين اهل شرع است ، كه مىگويند كه اعمال ، حركاتى و اعراضى است ، چگونه منقلب مىشود و جوهر و جسم مىشود - مرتفع شد به اينكه حركات دنيا مُعدّ مىشود براى صور عُقبى ، و تكرّر اعمال مُعدّ ملكات و خوىها مىشود . و آنها ظلّ مىاندازند به اظلال مناسبه . و آن اظلال زيبا يا زشت صورى است برزخيه - نه دنيويه - و در جسم قبول ابعاد - و به عبارت ديگر درازى و پهنى و سطبرى - معتبر است ، نه كثافت و ثقل و رؤيت - و الَّا نار صرف و هوا جسم نبودى - و نه لطافت و خفّت - و الَّا ارض و آب جسم نبودى ، و فلك كه لا ثقيل و لا خفيف جسم نبودى . و جسم برزخى چون صورِ آينه و صور خياليه و مناميّه است - كه « اَلنَّومُ أخُ الَموتِ » ( 1 ) - ولى آنها به مراتب از اينها قوىتر است . و مثال از وجهى مقرّب است . ( ( 4000 ) ) ز انكه مثل آن جزاى آن شود * چون جزاى سيّئه مثلش بود ن 1027 21 - ك 346 27
--> ( 1 ) جامع صغير ، ج 2 ، ص 188 . .