حاج ملا هادي السبزواري
92
شرح مثنوى
مكانيات و امكنه ، و آنها مثل مقامات توبه و انابه و مراقبه و محاسبه و صبر و توكل و رضا و تسليم و غير اينهاست . از در دوست تا به كعبهء دل عارفان را هزار و يك منزل و سير - به كسر سين - از جهت ضرورت در تقفيه . ( ( 1985 ) ) هفت شمع از دور ديدم ناگهان * اندر آن ساحل شتابيدم بدان ن 481 12 - ك 169 6 هفت شمع : تأويلش انوار هفت قطب است ، كه عدد ايشان عدد كواكب سيّاره و عدد اجلَّهء انبياست كه آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و داود و محمّد ( ص ) است . ( ( 1989 ) ) خلق جويان چراغى گشته بود * پيش آن شمعى كه بر مه مىفزود ن 481 16 - ك 169 8 جويان چراغى : چنان كه در اثبات حق تعالى ، زهى نادان كه او خورشيد تابان به نور شمع جويد در بيابان ( ( 1991 ) ) باز مىديدم كه مىشد هفت يك * مىشكافد نور او جيب فلك ن 481 19 - ك 169 10 مىشد هفت يك : چنان كه همهء اولياء به وجهى يكى هستند . چه ، يكدل و يك عقيده و فانى در يكاند . ولى به حسب بروز صفات كمال از بعضى دون بعض و به حسب ابدان ، تعدّدى هست . پس آن هفت شمع در اصل يك شمع بود و هفت روح شد در بروز صفات ، و هفت مرد ناسوتى شد به حسب ابدان ، يا هفت جسد مثالى داشتند ، چون در آخر غايب شدند . ( ( 2003 ) ) باز هر يك مرد شد شكل درخت * چشمم از سبزىّ ايشان نيك بخت ن 482 11 - ك 169 19 شكل درخت : يعنى مثالى . و اين صورت به جهت كثرت ثمرات و وفور بركات و اظلال راحت بخش وجود اقطاب است . و قطب چون دوحهء عظيمه است ، كه اشجار مثمرهء ابدال و نقبا ، اظلال اويند . مانند طوبى در بهشت كه صورت مبدا اصول معارف و اخلاق حسنه است و اصل همهء اشجار بهشت است . و نسبتش به آن اشجار نسبت آدم است به اولادش . ( ( 2016 ) ) گفته هر برگ و شكوفهء آن عضون * دم به دم يا ليت قومى يعلمون ن 483 3 - ك 169 26 « يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ اَلْمُكْرَمِينَ » 36 : 26 - 27 ( 1 ) يعنى اى كاش كه قوم من
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء يس آيهء 27 . .