حاج ملا هادي السبزواري

56

شرح مثنوى

( ( 1109 ) ) چشم باز و گوش باز و اين ذكا * خيره‌ام در چشم بندى خدا ن 437 14 - ك 154 34 ذكا : زيركى و تيز فهمى و بمعنى شمس هم آمده چنان كه صبح را ابن ذكا گويند و بنا بر اين ناظر به بيت قبل خواهد بود . خيره‌ام : در تعجبم از قدرت خدا كه با اين ظهور و نور و پيدايى حق چگونه كورند از ديدن . ( ( 1110 ) ) من از ايشان خيره ايشان هم ز من * از بهارى خار ايشان من سمن ن 437 15 - ك 154 34 خار ايشان : به سكون راء يعنى يك بهار است و در حق ايشان خار و در حق من سمن يعنى گل صد برگ . ( ( 1114 ) ) خفتهء بيدار بايد پيش ما * تا به بيدارى ببيند خوابها ن 437 19 - ك 154 36 خفته : از امور دنيا و بيدار حق . خوابها : يعنى در مراقبه ببيند كشفهاى صورى و معنوى . ( ( 1115 ) ) دشمن اين خواب خوش شد فكر خلق * تا نخسپد فكرتش بسته است حلق ن 437 20 - ك 154 37 بسته است حلق : از نوشيدن شراب تجلى و از جريان نغمه حكمت ناى حلقوم برسان . ( ( 1118 ) ) راجعون گفت و رجُوع اينسان بود * كه گله واگردد و خانه رود ن 438 1 - ك 154 38 خانه رود : يعنى لفظ رجوع دلالت دارد كه همه در عالم قدس و در مرتبه علم بوده‌اند و همچنين * ( اِرْجِعِي إِلى رَبِّكِ 89 : 28 ( 1 ) . ( ( 1119 ) ) چون كه گله باز گردد از ورود * پس فتد آن بز كه پيش آهنگ بود ن 438 2 - ك 154 39 چون كه گله : يعنى آن كه در محفل فيض وجود در قوس نزول در صدر جا نمود مثل عقل كل در قوس صعود در آخر ظهور يافت و آن چه در آن قوس نزول در صف النعال واقع شد درين قوس صعود اول ظهور يافت مانند اجسام پس در نزول ممكنات الاشرف فالاشرف فايض مىشوند و در صعود الأخسّ فالاخسّ .

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء فجر آيهء 28 . .