حاج ملا هادي السبزواري

219

شرح مثنوى

( ( 4703 ) ) اولًا بشنو كه چون ماندم ز شست * اول و آخر ز پيش من بجست ن 616 7 - ك 213 12 اول و آخر : يعنى طى زمان شد و خراب شدم . ( ( 4704 ) ) ثانياً بشنو تو اى صدر و دود * كه بسى جستم ترا ثانى نبود ن 616 8 - ك 213 13 ثانى نبود : كلمه ايست كه در توحيد گفته مىشود . ( ( 4705 ) ) ثالثاً تا از تو بيرون رفته‌ام * گوييا ثالث ثلاثه گفته ام ن 616 9 - ك 213 13 گوييا ثالث ثلاثه گفته‌ام : عندليب آسا پيش كل نغمه سرايى و نوا خوانى مىكند و مناسب هر مرتبه از اعداد چيزى مىگويد و ثالث ثلاثه قول كفره از نصارى است كه به اقانيم ثلاثه قائلند يعنى اگر از تو بيرون رفته‌ام گويا مشرك شده‌ام . ( ( 4706 ) ) رابعاً چون سوخت ما را مزرعه * مىندانم خامسه از رابعه ن 616 10 - ك 213 14 خامسه از رابعه : يعنى در وادى حيرتم و ترك عيال و خانمان كردم و مزرعه كه زوجه و صاحبه باشد به مضمون قول خدا كه « نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ » 2 : 223 ( 1 ) به آتش عشق تو سوختم پس مزرعه رابعه را كه حد نصابست نمىشناسم چه جاى خامسه كه زياد از نصابست چه رابعه و خامسه چون تأنيث دارد عبارت از زن است . خامساً در هجرت اى صدر جهان از حواس خمسه بودم در زيان ن ندارد - ك 213 14 در زيان : چه در هجر تو از ادراك مدركات خمسه چه ديدنى و چه شنيدنى و چه غير اينها تأذّى داشتم و تسلى نمىيافتم . سابع از ثامن ندانم ضاله ام خون همىگريد فلك از ناله ام ن ندارد - ك 213 15 ضاله‌ام : گمشده‌ام . ( ( 4714 ) ) خيره گويان خيره گريان خيره خند * مرد و زن خرد و كلان حيران شدند ن 616 18 - ك 213 19 خيره : سر گشته و به معنى تعجب نيز مناسب است .

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء بقره آيهء 223 . .