حاج ملا هادي السبزواري

192

شرح مثنوى

باز داشته شما را از راه خدا بسيارى اموال و اولاد و تفاخر به اينها تا آن كه بميريد برين حال بر گرديد از اين حال . زود است بدانيد سوء مآل اين كار را در برزخ و نيز در قيامت . و كلَّا لو تعلمون كلام ديگر است پس اگر در تو تمنى باشد معنى اين است كه كاش علم اليقين داشتيد و اگر لو شرط و جوابش محذوف باشد چنين است كه اگر علم اليقين داشتيد به حقيقت امر هر آينه مشغول نمىكرد شما را تكاثر از خدا و لترونّ : لام موطئه قسم است و تهديد است كه خواهيد ديد جحيم را در هنگامى كه « بُرِّزَتِ اَلْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى » 79 : 36 ( 1 ) و بعد خواهيد ديد جحيم را به عين اليقين حين دخول در آن و خداوند مراتب علم و يقين و ديد و عيان و حق اليقين كه در جايى ديگر « وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ » 56 : 94 ( 2 ) فرموده همه را در نار فرموده و اهلش همه را در نور هم جارى ساخته‌اند و جايى گفتيم يكى مىشنود اوصاف آتش را و نديده و ظنى به آن دارد و يكى علمى دارد و يكى يقين دارد و يكى چون پروانه نور شمع در دهليز مىبيند و پروانه بر در ايستاده خود شمع مىبيند و پروانه بار يافته و داخل بيت شده مشاهده مىنمايد و پروانه اى بدور شمع مىگردد و پروانه اى ممسوس به نار شده و نار و نور شده و حديده محماة و ممسوسهء به نار كار نار مىكند اين است كه گويد : از گمان و از يقين بالاترم ( ( 4131 ) ) آن چه نى را كرد شيرين جان و دل * و آن چه خاكى يافت ازو نقش چگل ن 587 16 - ك 203 29 آن چه نى را كرد : ظاهر نى شكر است و احتمال نى نايى هم مىرود و اين و آن چه بعد ازين همه تفصيل صد چندانست و در بعض نسخ در ما بعد آن كه بدل آن چه درست نمىآيد مگر در همه توصيف حق باشد . چگل : ولايتى است حسن خيز . ( ( 4132 ) ) آن چه ابرو را چنان طرّار ساخت * چهره را گلگونه و گلنار ساخت ن 587 17 - ك 203 30 طرّار : به وزن و معنى عيّار و اينجا در دلبرى . ( ( 4133 ) ) مرزبان را داد صد افسونگرى * و آن كه كان را داد زرّ جعفرى ن 587 18 - ك 203 31

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء نازعات آيهء 36 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء واقعه آيهء 94 . .