حاج ملا هادي السبزواري
191
شرح مثنوى
وين تخيل : عطف تفسيرى تصور چه تصورات عقليهء كليه حقيقت است . بدانت : به آنت . ( ( 4113 ) ) چون ز طفلى رست جان شد در وصال * فارغ از حس است و تصوير و خيال ن 586 20 - ك 203 20 چون ز طفلى رست : كه عقل بالغ و كلى شد مجرد و بىنياز از تن و قواى تن شد به جزيى بىبقا و بىبنا مبالات ندارد و مكتفى به ذات و باطن ذات خود مىشود و عالم به جزئيات حضورى مىگردد و هر جزيى از ديدنى و شنيدنى و غير اين با جميع جزئيات ديگر مدرك او مىشود مظهر من لا يشغله شأن عن شأن و لا يحجبه شيء عن شيء و لا يلهيه قول عن قول مىگردد . ( ( 4115 ) ) مال و تن برفند ريزان فنا * حق خريدارش كه الله اشترى ن 586 22 - ك 203 21 الله اشترى : « مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ اَلْجَنَّةَ » 9 : 111 ( 1 ) گذشت آيهء كريمه . ( ( 4116 ) ) برفها ز ان از ثمن اوليستت * كه تو در شكى يقينى نيستت ن 587 1 - ك 203 22 كه تو در شكى : يعنى برفى كه مال و تن باشد از آن جهت اولى است از ثمن و قيمت كه جنّت خاصه جنّت صفات باشد در نظر تو كه اينها را فدا نمىكنى كه تو اهل يقين نيستى و الا مىگفتى : در مشت خاك من چه بود لايق نثار هم از تو جان ستانم و سازم فداى تو ( ( 4120 ) ) ز آن كه هست اندر طريق مفتتن * علم كمتر از يقين و فوق ظن ن 587 5 - ك 203 24 مفتتن : كه مفتون اويند و مىشود مصدر ميمى باشد به معنى افتتان و در بعض نسخ اندر طريقش . ( ( 4122 ) ) اندر اَلْهيكُمْ بجو اين را كنون * از پس كلَّا پس لو تعلمون ن 587 7 - ك 203 25 اندر اَلهاكم : اشارتست به قول حق تعالى « أَلْهاكُمُ اَلتَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ اَلْمَقابِرَ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ اَلْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ اَلْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ اَلْيَقِينِ » 102 : 1 - 7 ( 2 ) يعنى
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء توبه آيهء 111 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء تكاثر آيهء 1 به بعد . .