حاج ملا هادي السبزواري

17

شرح مثنوى

بر فرق سرم : چون آن شمشير از صور عالم بين العالمين است ، مداركى مىخواهد مناسب آن . و او مىبيند كه در ابتداى دارايى آنهاست . و ديگران چون مدارك مناسبهء آن صور را هنوز ندارند ادارك نمىكنند . ( ( 116 ) ) ما نمىبينيم باشد اين خيال * چه خيالست اين كه هست اين ارتحال ن 389 13 - ك 140 1 كه هست اين ارتحال : يعنى اين صور آخرت است كه اقوى است از صور دنيويه به وجوهى ، چه جاى از خيال ؟ بلى چون اَلنَّوْمُ اَخُ الْمَوْتِ ، به صور مناميه مىماند ، به وجهى ، كه مكانى و جهتى و محلى از اين عالم نمىخواهند و تصادم و تزاحم با صور اين عالم ندارند . ( ( 117 ) ) چه خيالست اين كه اين چرخ نگون * از نهيب اين خيالى شد كنون ن 389 14 - ك 140 2 كنون : با نگون ، تجنيس القلب و تجنيس القافيه دارد . و معنى آنست كه اين چرخ اعظم در نزد شهود موجودات آخرت ، حقير مىشود ، مانند خيالى ، و كوچك مىشود كحلقة فى فلاة . ( ( 118 ) ) گرزها و تيغها محسوس شد * پيش بيمار و سرش منكوس شد ن 389 15 - ك 140 2 منكوس شد : صورت برزخى او چون صورت حيوان شد . « وَلَوْ تَرى إِذِ اَلْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ » 32 : 12 ( 1 ) . ( ( 119 ) ) او همىبيند كه آن از بهر اوست * چشم دشمن بسته ز ان و چشم دوست ن 389 16 - ك 140 3 از بهر اوست : وجود رابطى به او دارد و در عالم اوست ، و برازخ عمل اوست ، چنان كه‌ايد كه او نتيجهء كبر او و خشم او . ( ( 124 ) ) عمر تو مانند هميان زر است * روز و شب مانند دينار اشمر است ن 389 21 - ك 140 5 اشمر است : در شمار و گذر است . ( ( 126 ) ) گرز كه بستانى و ننهى به جاى * اندر آيد كوه ز آن دادن ز پاى ن 390 1 - ك 140 6 گرز كه : مخفف كوه .

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء سجده آيهء 12 . .