حاج ملا هادي السبزواري

147

شرح مثنوى

( ( 3334 ) ) اصل ما را حق پى بانگ نماز * داد هديه آدمى را در جهاز ن 548 11 - ك 191 2 جهاز : اسباب و فى القاموس جهاز الميّت و العروس و المسافر بالكسر و الفتح ما يحتاجون إليه پس اگر مسافرت الى الله را در مصلَّى ملاحظه كنيم هديه دادن حق خروس را به آدمى از باب تهيهء اسباب مسافر مىشود و اگر ملاحظه نكاح بشود ميانهء وجود خاص انسانى و عين ثابت آن به مقتضاى قولشان النكاح السّارى فى جميع الذّرارى از اسباب عروس مىشود و سريان نكاح در وجودات تا ماهيات و وجه الله و وجه النفس و صور با مواد و وجوب بالغير و امكان معلوم است و ازين نكاح سارى خبر مىدهد قائلى كه مىگويد : مجتمع گشت با وجود عدم اجتماع قرين ببوس و عناق چه عروسى است اين كه هستى حق باشد آن را گه نكاح صداق هر كه او زين نكاح آگه شد دو جهان را به كل بداد طلاق و اگر ملاحظهء موت و فناء و حرب در محراب مصلَّى شود از اسباب موت ميّت به تقريب از آن خواهد بود . ( ( 3336 ) ) گفتِ ناهنگامِ حىّ على فلاح * خون ما را مىكند خوار و مباح ن 548 13 - ك 191 3 گفتِ ناهنگامِ : به كسر تا و ميم . حى على الفلاح : اصلش حيّهل على الفلاح يعنى بشتاب به سوى رستگارى كه نماز است تلميح است به آن چه مشهور است در ميانهء عوام كه اگر نعرهء بىهنگام كند آن را بايد كشت ولى قائلى نيكو گفته است كه : برّه و مرغ را در آن ره كش كه به انسان رسند آخر كار جز بدين ظلم باشد ار بكشد بىنمازى مسبّحى را زار ( ( 3342 ) ) اعجمى چون گشته اى اندر قضا * مىگريزانى ز داور مال را ن 548 19 - ك 191 6 اعجمى : حيوان گنگ . داور : از اسماء فارسى خدا . ( ( 3343 ) ) ليك فردا خواهد او مردن يقين * گاو خواهد گشت وارث در حنين ن 548 21 - ك 191 8 در حنين : در سبب ناله و فرياد .