حاج ملا هادي السبزواري

135

شرح مثنوى

( ( 3078 ) ) چند كوبيم آهن سردى ز غى ؟ * در دميدن در قفس هين تا به كى ؟ ن 535 7 - ك 186 37 غى : ضلالت و گمرهى . ( ( 3079 ) ) جنبش خلق از قضا و وعده است * تيزى دندان ز سوز معده است ن 535 8 - ك 186 38 وعده است : عهد و ميثاق الست كه فرموده من تربيت كنندهء شمايم و خلق هم قبول كردند پس اسماء لطفيه و قهريهء اوست ارباب الانواع . ( ( 3080 ) ) عقل اوّل راند بر عقل دوم * ماهى از سر گنده باشد نى ز دم ن 535 9 - ك 186 39 عقل اوّل راند بر عقل دوم : در بعض نسخ نفس اوّل راند بر نفس دوم و اوّل اشهر و اوّلى است و به عقل اوّل عقل كل و به نفس اوّل نفس كل مراد است و على اىّ تقدير مىپروراند آن را كه جنبش خلق از سر است و در حيطهء قضا و قدر است و اوضح آن است كه مراد به عقل اوّل كل عقول كليه است كه در بدايات قوس نزولند و به عقل دوم عقول انسانيه كه در خواتم قوس صعودند و سوق آنها بر اينها آنست كه عقول انسانيه چه جزئيه و چه كليه همه متصل مىشوند به آنها در تعقلات و درجات اتصال متفاوتست قال تعالى « عَلَّمَه شَدِيدُ اَلْقُوى » 53 : 5 ( 1 ) و مىشود مراد به عقل اوّل علم اوّل و مراد به عقل دوم علم دوم كه تعقلات ما باشد بلكه دوم هم از او باشد كه « لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ » 2 : 255 ( 2 ) علم ما را به حسب مشيت علم هو فرموده و بنا بر طريقه حكمت عقول متعددند اما اشراقى گويد از هر عقل كلى عقل كلى دگر آمد تا در تنزل به جايى رسيد كه از نور قاهر كه عبارت از عقل مفارقست نور قاهر نتوانست آمد بلكه نور مدبّر كه عبارت از نفس است آمد و معيار تناهى عقول طوليه همين است و به عدد مخصوصى قائل نيستند و گويند از اينها طبقه متكافئه از عقول صادر شد كه در جاى خود محقق است و آنها را به اذن الله رباة الانواع و ملايكهء موكله مىدانند و در مرتبهء فيضان عقول طوليه و طبقه مرتّبه نوبت فيضان به اجسام ندهند و امّا حكماء مشائون عقول كليه عشره قائلند نه عدد به ازاء نه فلك كه مكمل نفوس كليه تسعاند و يكى به ازاء عالم عناصر كه مكمل نفوس ناطقه است پس گويند كه واحد صادر نمىشود از آن مگر واحد پس از حق صادر شد عقل اوّل و عقل اوّل اگر چه واحد است بالذات كثرتى بالاعتبار دارد چه ممكن زوج تركيبى است ماهيّتى و وجودى دارد و وجودش به اعتبار اضافه به حق وجوب غيرى دارد و به اعتبار اضافه

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء نجم آيهء 53 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء بقره آيهء 255 . .