حاج ملا هادي السبزواري
136
شرح مثنوى
به ماهيّت امكان دارد پس در عقل سه جهت است وجوب و وجود و ماهيّت و اگر خواهى بگو امكان بدل ماهيّت كه حال ذاتى ماهيّت است و به عبارت ديگر نور و ظل و ظلمت و به عبارت ديگر علم به مبدأ و مقوم و علم به خود اعنى ذات نورى خود كه وجودش باشد و ذات ظلمانى خود كه ماهيّتش باشد زيرا كه عقل مجرد است و هر مجردى علم به ذات خود دارد بالحضور و به مبدأ خود نيز دارد پس از عقل اوّل به جهت اوّلى از جهات ثلث در عبارات ثلث عقل ثانى صادر شد و به جهت ثانيه به هر يك از تعبيرات نفس فلك اطلس فايض شد و به جهت ثالثه ما شئت فسمّه جسم فلك اطلس مخلوق شد السامك للسامك و الدانى للدانى و الادنى للادنى و همچنين است كلام در عقل ثانى نسبت به ثالث و فلك ثوابت تا آخر عقول و نفوس و آخر كرات و اعتراض امام فخر الدين رازى بر آنها وارد نيست كه مىگويد كه امكان امر اعتبارى سلبى است چگونه منشأ جسم فلك مىشود زيرا كه وجود را منشأ گرفتهاند ولى مضاف به مبدأ و به جهت وجه الله او و مرتبهء ديگر مشوب به امكان و مضاف به ماهيّت و به جهت وجه النفس او و همچنين بدان ماهيّت متحققه را و حالش را من حيث التحقق به وجود منشأ انتزاع خاصه در جهات علميه و شهوديه كه معلوم است كه علوم و تصورات و شهودات را تأثيرات قويه است پس از نظر به خودى چيزى فايض آيد ناقص و انقص و از نظر به خدا چيزى صادر شود تام و كامل چه عجب چنان كه تو هر گاه تصور كنى و مشاهده كنى در خود مقام عاليى و حسن و بهايى در تو اهتزازى و بشاشتى و بسط وجهى پديد آيد و اگر تصور و مشاهده كنى در خود منقصتى و رذيلتى در تو افسردگى و انقباضى هويدا شود چنان كه خواجه عبد الله انصارى فرموده الهى چون در تو نگرم پادشاهم تاج بر سر و چون در خود نگرم خاكم بلكه از خاك كمتر و بالجمله ملخصى گفتيم و زياد برين مناسب طور اين شرح نيست . ماهى از سر گُنده : به ضم گاف فارسى يعنى ماهيان درياى وجود همه مستمدّند از آغاز و تماميّت و كمال آنها از فوق و نشاهء باطن مىرسد « قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ الله » 4 : 78 ( 1 ) و « ما تَشاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ الله » 76 : 30 ( 2 ) و عالم عقل مانند سر است براى انسان كبير و بعضى به فتح خواندهاند و ناظر به اين بودهاند كه انكار كفار و اعمال فجار از سرچشمه گل آلوده است جهان را جهان دار دارد خراب و اين وجهى ندارد چه الخير بيديه و الشر ليس إليه و آن چه گفتهاند سوء ادبست بلكه خلاف واقع است كه وجود مجعول بالذات است و ماهيّت مجعول بالعرض و وجود خير محض است و نقايص ذاتى ماهيّت و ماهيّت جُنّه و وقايهء وجود است و بايد نظر مبدّل شود تا حق رسيده شود .
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء نساء آيهء 78 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء انسان آيهء 30 . .