حاج ملا هادي السبزواري

90

شرح مثنوى

حاضر نبود . عالم : يعنى وجود كتبى او ، و اگر نام بخوانيم وجود لفظى عالم و عادل در اسمهاى لفظيه مراد خواهد بود . ( ( 1030 ) ) خاتم ملك سليمان است علم * جمله عالم صورت و جان است علم ن 51 11 - ك 23 26 خاتم ملك سليمان است علم : چنان كه جهل دو قسم است : جهل بسيط و جهل مركب ، علم نيز دو قسم است به علم بسيط كه چيزى را بداند و بس و علم مركب كه چيزى را بداند و بداند كه مىداند و چه مىداند ، پس اول براى حيوانات عجم و مانند آنها هست زيرا كه جزييات را مىدانند ولى نمىدانند كه مىدانند و نه مىدانند كه چه و كه مىدانند . بيت : چندين هزار ذره سراسيمه مىدوند در آفتاب و غافل اين كافتاب چيست قال الله تعالى : * ( إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ 17 : 44 ( 1 ) بنا بر قرائت « يفقهون » به ياى غيبت ، و چون اين را دانستى ، پس مىدانى كه مراد علم تركيبى است كه اين فضايل را دارد و خود شناسى و خدا شناسى و مآل شناسى به نحو اتم مخصوص انسان است بلكه مطلق ادراك كليات و كسب مجهولات از معقولات مخصوص به اوست . نمىبينى گوسفند بسته بر ميخ را كه ريسمانش بر ميخ پيچيده مىشود و بسيار مىشود كه خود رجوع مىكند و بر مىگردد و آسوده مىشود و گاه باشد كه باز پيچيده مىشود و رجوع نمىكند و خود را مىكشد به مثابهء كه ميخ كنده شود يا بعضى اركان خود را ناقص كند ، و اگر ادراك كلَّى مىنمودى كه هر رجوع آسوده مىكند با آن كه رجوع كرده بود و آسوده شده بود ، به اين زحمت نمىافتاد . ( ( 1038 ) ) خار خار وحىها و وسوسه * از هزاران كس بود نى يك كسه ن 51 19 - ك 23 30 خار خار : دغدغه و پريشانى خاطر است . يك كسه : اين « هاء » از حروف نسبت است ، مثل « هاء » يك ساله و پشمينه . ( ( 1040 ) ) تا سخنهاى كيان رد كرده اى * تا كيان ز سرور خود كرده اى ن 51 21 - ك 24 1 كيان رده كرده اى : خاطر ملكيه را كه عمل نكنى سخنهاى فرشتگان رد كرده اى و پند ناصحان مهربان بپذيرفته و خاطر شيطانيه و نفسانيه را كه بجا آورده اى بانگ غولان و خناسان را شنيده اى و اطاعت كرده اى و هر يك از صفات ذميمه شعبى دارد ، و هر يك علتى مناسب دارد ، هر اضائه در ديوار منيرى مناسب مىخواهد مثل ضوء شمس يا قمر يا نجم يا سراج على مراتبها ، و هر سياهى در ديوار مسوّدى از اقسام ادخنه مىخواهد ، اين است كه هزارانند موسوس ، و در هوا حبس نفسانيه و در بعضى شهوات پيش خوك كمر بسته و خدمت مىكنى ، و در بعضى حرصها پيش

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء اسراء ، آيهء 44 .