حاج ملا هادي السبزواري

91

شرح مثنوى

مورى ، و در غضب پيش سگى تمشيت امرش مىدهى و همچنين ، پس ببين كيان را سرور خود كرده اى . ( ( 1044 ) ) گفت پيغمبر بكن اى رأى زن * مشورت كالمستشار مؤتمن ن 52 3 - ك 24 4 المستشار مؤتمن : يعنى مشورت كرده شده ، امين بايد ، تا مستشير را به راه خير دلالت كند . در بيان اين سه كم جنبان لبت از ذهاب و از ذهب وز مذهبت ن 52 7 - ك 24 7 از ذهاب : اشارت است به حديث : اُستُر ذَهَبَكَ وَذَهابَكَ وَمَذهَبَكَ . ( 1 ) ( ( 1049 ) ) ور بگويى با كسى دو الوداع * كل سر جاوز الاثنين شاع ن 52 9 - ك 24 8 ور بگويى با كسى دو : با دو كس . الوداع : به جهت سفر ، بر ذهاب تو مطلع مىشوند ، كه هر سرّى كه تجاوز كند از دو نفر شايع مىشود . و بعضى اثنين ، دو لب را گرفته‌اند . عمر چون آب و تنت او را چو جو خلق باطن ريگ جوى عمر تو ن ندارد - ك 24 17 تمام بيت : شايد بگويى يك جا فرمود : ريگ آب لفظ است ، يك جا فرمود خلق باطنى است ، يك جا فرمود مرد خداست توفيق ميانهء اينها چگونه است ؟ مىگويم : منافات نيست چه هر سه از يكى است كه مرد خدا باشد و خلق و لفظ تو هم كه تابع مرد خدايى وارنگى و شأن اوست ، پس لفظ را موصوف به شيرين كرد كه دام معانى بلند اوست و خلق باطن عيون و وجود مبارك او عين العيون . ( ( 1063 ) ) منبع حكمت شود حكمت طلب * فارغ آيد او ز تحصيل و سبب ن 53 2 - ك 24 18 منبع حكمت : در بعض نسخ اين بيت ، قبل از بيت « هست آن ريگ . . . » هست ، و در بعضى بعد از : « طالب حكمت شو . . . » ، و ثانى اصح است ، و اوفق به ما بعد ، كه : ( ( 1064 ) ) لوح حافظ لوح محفوظى شود * روح او از روح محظوظى شود ن 53 3 - ك 24 21 لوح حافظ لوح محفوظى شود : يعنى حافظهء او لوح محفوظ شود ، چنان كه در ميان حكما معروف است كه عقل فعال خزانهء عاقله است ، و اينجا ملكهء اتصال يا اتحاد به او بلكه به عقل كل در حضرت ختمى مآب مراد است . و لوح محفوظ در اغلب ، بر نفس كليهء فلكيه اطلاق مىشود چون قلم بر عقل كل .

--> ( 1 ) منبع يافت نشد . .