حاج ملا هادي السبزواري

47

شرح مثنوى

مات : ( فارسى ) ، ضد بُرد ، از ملايمات لعب شطرنج . ( ( 288 ) ) گر چه هر دو بر سر يك بازيند * هر دو با هم مروزى و رازيند ن 15 4 - ك 8 18 مروزى و رازيند : چون يارى نسبت به مرو و رى ملحق كنند ، مروزى و رازى گويند . ( ( 291 ) ) نام او محبوب از ذات وى است * نام اين مبغوض از آفات وى است ن 15 7 - ك 8 19 نام او محبوب . . . : بدان كه هر شيئى را چهار وجود است : عينى و ذهنى و لفظى و كتبى . مثلًا شمس وجود عينى دارد در خارج و آن بىتفاوت است . و وجود ذهنى دارد در اذهان ، و اين متفاوت است به حسب علم اكتناهى ، و وجهى به آن و به حسب وجود در عقل به نحو كليّت ، و در خيال بطور جزييت ، و اينها وجود رابطى اوست به نفوس و عقول و تجليات اوست . پس در عقلى وجود دارد به اين نحو كه جسم او بسيط است ، و صاحب طبيعت خامسه است كه مبدا ميل مستدير دايم است و از كيفيات فعليه و انفعاليهء عناصر خالى است ، و كروى است ، و چندين برابر كرهء زمين است ، و ضياء او به حسب كيفيت ، اشدّ اضواء جميع ثوابت و سيارات است ، به حيثيتى كه آنها به اجتماع فاعل نهار نيستند و كار ضوء او را نتوانند كرد . اينها به حسب علم به جسم و جسمانيات او . و به حسب روحانيت نفس منطبعه دارد كه بجاى حس و خيال انسان است و نفس كليّه دارد كه بجاى عاقلهء انسان است ، و عقلى از عقول عشره به ازاء آن است . و مظهر تربيت و ديمومت و أنارت حق است . و در اذهان عوام وجود دارد به اين نحو كه كوكبى است نهارى به قدر ترنجى يا قدرى بزرگتر ، و تسخير عالم مىكند و نضج و تعديل مركبات مىكند ، و نشو و نما مىدهد ، و نحو اين از تصورات بوجه . و اينها هم وجود او و ظهور اوست . و وجود لفظى و وجود كتبى دارد كه مختلفند به حسب لغات و اوضاع . ليكن بودن اين دو قسم وجود او و ظهور او به مواضعه است . و همچنين دلالتشان بر وجود عينى به خلاف وجود ذهنى او كه دلالت بالطبع دارد بر وجود عينى بىمدخليت مواضعه ، و اين وجودات لفظيه و كتبيّه وقتى كه مرآت لحاظ اويند - اعنى ما يُنظر به لا ما ينظر فيه - وجود اويند . و از اينجاست كه اسم عين مسماست يا غير ؟ و حق آن است كه عين است از وجهى و غير است از وجهى . و همچنين از اينجاست كه مسّ اسماء الله تعالى و النّبى و الائمة از جُنُب و مثل او جايز نيست . پس چون اينها دانسته شد دانستى كه نام خوبان محبوب به جهت ذات ايشان است كه ظهور و نمودار ايشان است ، كما فى الادعية : يا مَن إسمُه دَواءٌ وَذِكرُه شِفاءٌ يا مَن ذِكرُه حُلوُ ( 1 ) و چون

--> ( 1 ) دعاى كميل . دعاى جوشن كبير ، فقر 495 .