حاج ملا هادي السبزواري

374

شرح مثنوى

( ( 2676 ) ) اين علفها مىنهم از بهر چيست * تا پديد آيد كه حيوان جنس كيست ن 326 9 - ك 121 15 اين علفها : بعض عرفا گفتند كه : ابليس در تحت اسم « الرقيب » است ، و دانه مىريزد و ناقابلان را كه قابليت آن درگاه را ندارند مشغول مىسازد ، كه كُلٌ مسَيِّرٌ لِما خُلِقَ لَه . ( ( 2680 ) ) قهر و لطفى جفت شد با همدگر * زاد از اين هر دو جهانى خير و شر ن 326 13 - ك 121 17 قهر و لطفى : اشارت به آغاز است ، كه ملكها در تحت اسماء لطيفه‌اند و شياطين در تحت اسماء قهريه . و وجود همه از حق است . و جماله جلاله . * ( أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ الله اَلْواحِدُ اَلْقَهَّارُ 12 : 39 ( 1 ) . و مفاهيم صفات مختلف و وجود آنها واحد است . * ( يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ 16 : 93 ( 2 ) . ( ( 2681 ) ) تو گياه و استخوان را عرضه كن * قوت نفس و قوت جان را عرضه كن ن 326 14 - ك 121 16 قوت نفس و قوت جان : لفّ و نشر غير مرتب است . و حقيقت قوت روح معارف الهيه است . و قوت نفس ، أمانى و آمال و مشتهيات جزئيّه . ( ( 2684 ) ) گر چه اين دو مختلف خير و شرند * ليك اين هر دو به يك كار اندرند ن 326 17 - ك 121 19 گر چه اين دو مختلف : به حسب مفهوم ، نه به حسب وجود . ( ( 2686 ) ) نيك را چون بد كنم يزدانيم * داعيم من خالق ايشان نيم ن 326 19 - ك 121 20 يزدانيم : يعنى يزدان همه را وجود مىدهد . و لا موثر فى الوجود الا الله . و وجود هر جا هست خير است . و ماهيت ابليس و ابالسه شر و نقص است و مجعول بالعرض است . و اگر وجود ابليس مجعول حق نباشد ، يا بذاته موجود است ، دو قديم لازم آيد و ثنويّت شود كه اهرمن را قديم قايلند . و اگر مجعول خداى ديگر باشد ، شرك است نيز . پس ، مجعولِ حق است . * ( أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ الله اَلْواحِدُ اَلْقَهَّارُ 12 : 39 ( 3 ) . هست آيين دو بينى ز هوس قبلهء عشق يكى آمد و بس ( ( 2687 ) ) خوب را من زشت سازم رب نه ام * زشت را و خوب را آيينه ام ن 326 20 - ك 121 20 خوب را : استفهام انكارى است . ( ( 2688 ) ) سوخت هندو آينه از درد را * كين سيه رو مىنمايد مرد را ن 326 21 - ك 121 21

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء يوسف ، آيهء 39 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء فاطر ، آيهء 8 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء يوسف ، آيهء 39 . .