حاج ملا هادي السبزواري

327

شرح مثنوى

( ( 1629 ) ) كوه را گويم سبك شو همچو پشم * چرخ را گويم فرو در پيش چشم ن 276 16 - ك 104 7 همچو پشم : كَالعِهنِ المَنفُوشِ ( 1 ) . ( ( 1630 ) ) گويم اى خورشيد مقرون شو به ماه * هر دو را سازم چو دو ابر سياه ن 276 17 - ك 104 8 مقرون شو به ماه : وَجُمِعَ الشَّمسُ وَالقَمَرُ ( 2 ) ، در وضع ، اجتماع در يك برج . و به حسب باطن در مقام وجود و وجه اللهى ، و به حسب تحوّل نفس به عقل و اتحاد ولىّ با نبىّ . هر دو را : در مقام فناء فى الله . ( ( 1631 ) ) چشمهء خورشيد را سازيم خشك * چشمهء خون را به فن سازيم مشك ن 276 18 - ك 104 8 مشك : فار المسك بعض دم الغزل . ( ( 1633 ) ) مقريى مىخواند از روى كتاب * ماؤكم غوراً ز چشمه بندم آب ن 276 21 - ك 104 11 ماؤكم غوراً : اشارت است به كريمهء قُل أَ رَأَيتُم إن أصبَحَ ماؤُكُم غَوراً فَمَن يَأتيكُم بِماءٍ مَعينٍ ( 3 ) . يعنى بگو اى پيغمبر كه خبر بدهيد كه اگر بگردد آب شما فرو رونده پس كيست كه بيارد شما را آب گوارا ؟ ( ( 1635 ) ) آب را در چشمه كى آرد دگر * جز من بىمثل و با فضل و خطر ن 277 2 - ك 104 12 خطر : عظم شأن . ( ( 1637 ) ) چون كه بشنيد آيت او از ناپسند * گفت آريم آب را ما با كلند ن 277 4 - ك 104 13 كلند : كلنگ ، هر دو فارسى . و اين ابله ندانست كه ايجاد فرع وجود است . و آغاز و انجام وجود اوست . بلكه وجود قاطبهء نور اوست . و هر فاعل كه فعلى مىكند به وجود مىكند . پس در حقيقت او فعل مىكند . و گذشت كه مبادى و قوى ، قدرت فعليّه ى حقّند . اگر به ظاهر يَتَوَفّاكُم مَلَكُ المَوتِ الَّذى وُكِّلَ بِكُم ( 4 ) ، ليكن در حقيقت الله يَتَوَفَّى الأَنفُسَ حينَ مَوتِها وَالَّتى لَم تَمُت فى مَنامِها ( 5 ) . و بر اين نمط است نظاير اين .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء قارعه ، آيهء 5 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء قيامت ، آيهء 9 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء ملك ، آيهء 30 . . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء سجده ، آيهء 11 . . ( 5 ) قرآن كريم ، سورهء زمر ، آيهء 42 . .