حاج ملا هادي السبزواري

323

شرح مثنوى

قلب و صفا آرد . و سياهى به موت اسود كه تحمّل اذى و ملامت است در راه حق تعالى * ( وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ 5 : 54 ( 1 ) . و سرخى به موت احمر كه جهاد اكبر است . و سبزى به موت اخضر كه لبس مرقع موصّل از خرق ملقاة در طرق است . چه اخضرار وجد و خرّمى آرد به سبب قناعت . و اينها اصطلاحات عرفاست . و در السنهء احاديث « الوان » استعمال شده است در اركان عرش و مثل آن . چنان كه عالم مجردات مرسله را كه عقول كلَّيه‌اند ، ركن ابيض ، و عالم مجردات مضافه را ركن اصفر ، و عالم مثال را ركن اخضر ، و عالم قوى و طبايع دهريه را - يعنى واقعه در سلسلهء نزول را - ركن احمر ناميده‌اند . و اينجا ، سياه ، بنا بر اين تأويل دوم ، قوى و طبايع زمانيّه است . چه ، اينها در ظلمات مواد حلول كرده‌اند . و اصفر داخل در أبيض و از صقع اوست ، و همه محاط قلب است كه عرش مجيد است چون به فعليت رسد ، و كتاب مبين است كه * ( لا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ 6 : 59 ( 2 ) . ( ( 1599 ) ) باز منشورى نويسد سرخ و سبز * تا رهند ارواح از سودا و عجز ن 275 7 - ك 103 28 منشور : فرمان سلطان است . ( ( 1600 ) ) سرخ و سبز افتاد نسخ نو بهار * چون خط قوس قزح در اعتبار ن 275 8 - ك 103 29 قوسِ قزح : به اضافه است . چه ، « قزح » اسم كسى است كه استاد بود در كمان سازى و كمان خوب را به او نسبت دهند . و در بعض نسخ به تخلَّل واو عطف نوشته‌اند ، غلط است . ( ( 1601 ) ) رحمت صد تو بر آن بلقيس باد * كه خدايش عقل صد مَرده بداد ن 275 11 - ك 103 31 صد تو : صد لا . صد مرده : يعنى يك زن بود و عقل صد مرد را داشت . و « هاء » حرف نسبت است ، چون : يك ساله و يك روزه . ( ( 1603 ) ) خداوند او آن نكته‌هاى با شمول * با حقارت ننگريد اندر رسول ن 275 13 - ك 103 32 شمول : كلَّيت و عموم نفع . ( ( 1605 ) ) عقل با حس زين طلسمات دو رنگ * چون محمد ( ص ) با ابو جهلان به جنگ ن 275 15 - ك 103 33

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مائده ، آيهء 54 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 59 . .