حاج ملا هادي السبزواري

314

شرح مثنوى

اجابت فرمود ، و امر فرمود كه ذبح كنند بقره و بزنند بعض اجزاى او را به بدن آن مقتول تا زنده شود و قاتل خود را بگويد ، كما قال تعالى : * ( فَقُلْنا اِضْرِبُوه بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ الله اَلْمَوْتى وَيُرِيكُمْ آياتِه لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ 2 : 73 ( 1 ) . پس گاوى به آن صفات كه در كتاب الله و تفاسير موصوف است خريدند و ذبح كردند و دم آن را زدند به ران مقتول و زنده شد و اسرار را گفت و موسى - عليه السلام - آن قاتل را به قتل رسانيد . ( ( 1438 ) ) تا زخم لخت گاوى خوش شوم * همچو كشتهء گاو موسى گش شوم ن 267 18 - ك 101 11 كشتهء گاو : اضافهء بيانى است ، يا لادنى مناسبة . گش : به فتح يعنى نيكو و دل كش ، كما مرّ . ( ( 1442 ) ) چون كه كشته گردد اين جسم گران * زنده گردد هستى اسرار دان ن 267 22 - ك 101 13 چون كه كشته گردد . . . : اشارت است به تأويل آيهء شريفه . ( ( 1445 ) ) گاو كشتن هست از شرط طريق * تا شود از زخم دمش جان مفيق ن 268 3 - ك 101 14 تا شود از زخم دمش جان مفيق : دمش به حسب تأويل ، وهم و خيال است . در حديث است كه : « كُلُّ ابن آدَمَ يُبلى إلَّا عُجبُ الذَّنَبِ مِنه » ( 2 ) . چه تحقيق آن است كه خيال ، تجرد برزخى دارد . ( ( 1455 ) ) فحش آغازيد و دشنام از گزاف * گفت او ديوانه گانه زى و قاف ن 268 14 - ك 101 22 گفت او ديوانه گانه : چون بچه گانه . و اصلش ديوانگان است با « نه » كه از حروف لياقت و سزاوارى است و نون اول محذوف است . زى و قاف : رمز است از دشنامهايى كه در اول و آخر آنها زى و قاف است ، چون زنديق . و اگر « كاى دو قاف » باشد ، كلمه است كه فارسى ديوث است . و دو سر قاف هم گويند . و بايد دانست كه بيّنهء حروف ثنائيه كه در عربى « الف » است - چون با و حا و را . در فارسى « ى » است - چون بى و حى و رى . ( ( 1459 ) ) كى كران گيرد ز رنج دوست دوست * رنج مغز و دوستى آن را چو پوست ن 268 18 - ك 101 24 كران : به كاف عربى ، كناره . و مىشود به گاف فارسى به معنى سنگين باشد . ( ( 1460 ) ) نى نشان دوستى شد سر خوشى * در بلا و آفت و محنت كشى ن 268 19 - ك 101 25

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 73 . . ( 2 ) منبع يافت نشد . .